فرهنگ سایبری

قبیله‌های دیجیتال

قبیله را معمولاً با سرزمین، زبان، آیین و مرزهای مشخص تصور می‌کنیم؛ اما در عصر اینترنت، برای شکل‌گیری یک قبیله دیگر نیازی به خاک مشترک نیست.
انجمن‌های آنلاین، گروه‌های هکری و خرده‌فرهنگ‌های دیجیتال، شکل تازه‌ای از تعلق را ساخته‌اند؛ جایی که هویت با نام کاربری، مهارت، زبان مشترک، سابقه فعالیت و نشانه‌های فرهنگی شکل می‌گیرد.

در این جوامع، «عضو واقعی» بودن باید اثبات شود. اصطلاحات تخصصی، شوخی‌های درون‌گروهی، آیین‌های جمعی و حتی شیوه طرد تازه‌واردها، مرز میان «ما» و «دیگران» را می‌سازند.

اما قبیله‌های دیجیتال یک تفاوت مهم با قبایل تاریخی دارند: مرزهایشان را فقط اعضا تعیین نمی‌کنند. الگوریتم‌ها، قوانین پلتفرم‌ها، سیستم‌های اعتبار و معماری شبکه نیز تعیین می‌کنند چه کسی دیده شود، چه کسی اعتبار پیدا کند و چه کسی به حاشیه رانده شود.

قبیله، پیش از آنکه یک سرزمین باشد، راهی برای پیدا کردن جای خود در میان دیگران است. امروز آن سرزمین دیگر روی نقشه نیست؛ پشت یک نام کاربری، یک انجمن، یک کانال یا چند خط کد پنهان شده است.

به‌قلم:علی طالقانی

قبیله‌ای بدون قلمرو

قبیله را معمولاً با سرزمین تصور می‌کنیم؛ گروهی از انسان‌ها که در محدوده‌ای مشترک زندگی می‌کنند، زبان و نشانه‌هایی آشنا دارند و میان «خودی» و «غریبه» مرزی نسبتاً روشن کشیده‌اند. اما اگر سرزمین را از این تعریف حذف کنیم، چه چیزی باقی می‌ماند؟ پاسخ در شبکه اینترنت است؛ جایی که انسان‌ها بدون آنکه یکدیگر را در یک خیابان یا محله ببینند، به گروه‌هایی تعلق پیدا می‌کنند که برای اعضای خود هویت، اعتبار، قواعد رفتاری و حتی احساس «ما بودن» تولید می‌کنند.

زندگی اجتماعی مدرن را نمی‌توان فقط با مفهوم فرد مستقل و جامعه یکپارچه توضیح داد. در جامعه متأخر گروه‌های کوچک‌تر و سیالی شکل می‌گیرند که حول سبک زندگی، علایق، عواطف و نشانه‌های مشترک سازمان می‌یابند. این «قبیله‌های جدید» الزاماً پایدار، سلسله‌مراتبی یا متکی بر خویشاوندی نیستند. وقتی این ایده وارد فضای دیجیتال می‌شود، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. اینترنت برای انسان‌ها محیطی ساخته که در آن تعلق اجتماعی می‌تواند بدون هم‌جواری فیزیکی شکل بگیرد. اجتماع آنلاین می‌تواند همزمان فرد را از ساختارهای اجتماعی موجود جدا کند و پیوندهای تازه‌ای میان او و دیگران بسازد.

عضویت در قبیله آنلاین

یک انجمن آنلاین را می‌توان به‌سادگی مجموعه‌ای از حساب‌های کاربری دانست؛ اما عضویت زمانی معنا پیدا می‌کند که میان افراد، مجموعه‌ای از انتظارات، ارزش‌ها، نشانه‌ها و معیارهای تشخیص «عضو واقعی» شکل گرفته باشد. کاربران در فضای آنلاین دائماً درباره اصالت هویت خود مذاکره می‌کنند. افراد فقط نمی‌گویند «من عضو این خرده‌فرهنگ هستم»؛ آن‌ها باید با شیوه حرف‌زدن، دانستن قواعد، سابقه مشارکت و موضع‌گیری‌هایشان این تعلق را قابل‌باور کنند. در این فرایند، مرزهای خرده‌فرهنگ نیز ساخته و بازتولید می‌شود.

همین سازوکار را می‌توان در جوامع هکری نیز مشاهده کرد. هک‌کردن را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از مهارت‌های فنی دانست. ویژگی‌هایی مانند تأکید بر مهارت، رابطه خاص با ابزار، ساختارهای یادگیری شبیه اصناف، تعهد به کار و نوعی گرایش به تخطی از قواعد در فرهنگ هکری نقش کلیدی بازی می‌کنند. در نتیجه، «هکر بودن» یک برچسب فنی ساده نیست. هویت هکری درون یک میدان اجتماعی شکل می‌گیرد؛ جایی که دانستن، توانستن، سابقه و اعتبار به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شوند. همچنین نقش گروه‌های اجتماعی در انتقال دانش، آموزش، ایجاد حمایت و تعریف مرز میان «ما» و «دیگران» نقش بسزایی ایفا می‌کنند.

تعلق به قبیله از طریق هم‌زبانی

هر جامعه‌ای برای تشخیص اعضای خود به نشانه نیاز دارد. در قبیله سنتی، این نشانه می‌توانست لباس، زیورآلات، زبان، آیین یا داستان‌های مشترک باشد. در جوامع آنلاین، بخشی از این کار را زبان انجام می‌دهد: اصطلاحات تخصصی، شوخی‌های درون‌گروهی، میم‌ها، ارجاعات تاریخی و حتی شیوه خاصی از نوشتن. زبان و شیوه‌های ارتباطی می‌توانند در ساخت هویت جمعی و ترسیم مرزهای فرهنگی نقش داشته باشند.

در فرهنگ هکری، این موضوع اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا دانش فنی خود بخشی از زبان است. کسی که اصطلاحات، تاریخ، ابزارها و ارجاعات فرهنگی یک جامعه را نمی‌شناسد، حتی اگر از نظر فنی توانمند باشد، ممکن است همچنان «بیگانه» تلقی شود. به این ترتیب، زبان در جامعه آنلاین فقط وسیله انتقال اطلاعات نیست؛ خودِ زبان تبدیل به آزمون عضویت می‌شود.

آئین‌های دیجیتال

قبیله بدون آیین دوام نمی‌آورد؛ زیرا تعلق باید در عمل تجربه شود. در جوامع سنتی، آیین‌ها زمان و مکان مشترک تولید می‌کنند. در محیط دیجیتال، این کار می‌تواند به شکل دیگری اتفاق بیفتد: پست‌های تکرارشونده، مراسم خوشامدگویی، شوخی‌های جمعی، رأی‌دادن، مراسم‌های آنلاین، قواعد رفتاری، شیوه‌های خاص پاسخ‌دادن و حتی واکنش هماهنگ به یک اتفاق. تعاملات تکرارشونده می‌توانند هنجارها، ارزش‌ها و مرزهای یک اجتماع را تثبیت کنند. حتی کنش به ظاهر ساده‌ای مانند رأی‌دادن به پست‌ها می‌تواند کارکردی آیینی داشته باشد و در شکل‌گیری یا تضعیف مرزهای اجتماعی مؤثر باشد.

این نکته برای فهم فرهنگ‌های دیجیتال مهم است. آنچه در صفحه‌نمایش شبیه یک عادت ساده به نظر می‌رسد، ممکن است از منظر جامعه‌شناختی یک رفتار آیینی باشد؛ رفتاری که به اعضا یادآوری می‌کند چه چیزی ارزشمند است، چه کسی معتبر است و چه نوع رفتاری از مرزهای گروه عبور می‌کند.

حتی مناسک ورود نیز می‌توانند وجود داشته باشند. اعضای قدرتمند می‌توانند از فرایندهای تحقیرآمیز یا آزمون‌های ورود برای حفظ مرزهای گروه و کنترل دسترسی به سرمایه فرهنگی استفاده کنند. اینگونه رفتارهایی که از جنس مناسک هستند ریشه در کهن‌الگوهای مشترک آدمیان دارند و فقط در بافت دیجیتال بازتولید شده‌اند.

مفهوم ما و دیگری

هویت جمعی معمولاً در خلأ ساخته نمی‌شود. «ما» اغلب زمانی وضوح بیشتری پیدا می‌کند که «آن‌ها» نیز قابل تشخیص باشند. در جامعه هکری، این مرز تاریخی میان فرهنگ هکری و نهادهای بیرونی شکل‌های مختلفی داشته است. این جامعه از طریق استعاره‌ها و مفاهیم اخلاقی، مرزی سیال میان خود و صنعت امنیت رایانه‌ای ایجاد کرده است. در اینجا اختلاف صرفاً بر سر تکنیک نیست؛ بحث بر سر این است که چه کسی حق دارد تعریف کند یک عمل «هکری» است و چه کسی آن را «جرم» می‌نامد. تصویر عمومی از هکر، اغلب بسیار ساده‌تر از واقعیت اجتماعی این جوامع است. در واقع فرهنگ هکری را نمی‌توان فقط با تصویر هکر نابغه، شورشی و ماجراجو توضیح داد؛ در بسیاری از فضاهای زیرزمینی، شبکه‌هایی از کارهای تکراری، زیرساختی و پشتیبانی‌کننده نیز وجود دارد. بنابراین «دشمن» همیشه یک فرد یا سازمان مشخص نیست. گاهی «دشمن» همان فرهنگ غالبی است که جامعه را تعریف می‌کند؛ گاهی صنعت، دولت، مدیر سیستم یا حتی تازه‌واردی است که قواعد نانوشته گروه را نمی‌داند.

ناشناس اما معروف

یکی از جالب‌ترین تناقض‌های جوامع دیجیتال اینجاست که هرچه فرد از نظر هویتی پنهان‌تر باشد، امکان دارد در سطح جمعی هویت پررنگ‌تری پیدا کند. ناشناسی، نامرئی‌بودن، ارتباط غیرهمزمان و کاهش احساس اقتدار اجتماعی می‌توانند رفتارهایی را در اینترنت تقویت کنند که افراد در تعامل حضوری کمتر بروز می‌دهند. در جوامع هکری، ناشناس‌بودن می‌تواند فاصله فرد از هویت روزمره‌اش را بیشتر کند و در عوض، هویت مبتنی بر مهارت، نام مستعار و سابقه دیجیتال را برجسته سازد. ویژگی‌هایی نظیر ناشناسی، رازپوشی و سیال‌بودن عضویت از عناصر مهم این فرهنگ به حساب می‌آیند. در چنین محیطی، نام واقعی ممکن است اهمیت کمتری از چیزی داشته باشد که فرد در شبکه انجام داده است. شهرت دیجیتال می‌تواند از نام خانوادگی جدا شود و به سابقه مشارکت، دانش، پروژه، مهارت یا حتی یک شخصیت مجازی متصل گردد.

الگوریتم قبیله

شاید مهم‌ترین تفاوت قبیله‌های دیجیتال با قبیله‌های تاریخی در این باشد که مرزهای اجتماع دیگر فقط توسط خود اعضا تعیین نمی‌شوند. پلتفرم‌ها نیز در این فرایند دخالت دارند. الگوریتم پیشنهاد محتوا، سازوکار رأی‌دهی، سیستم اعتبار، قوانین مدیران و معماری ارتباطات، تعیین می‌کنند چه چیزی بیشتر دیده شود، چه کسی بیشتر شنیده شود و چه رفتاری پاداش بگیرد. فناوری می‌تواند در فرایند طرد و شکل‌گیری مرزهای فرهنگی نقش داشته باشد. حتی در جوامعی که بر آزادی و مشارکت تأکید می‌کنند، ساختارهای اجتماعی و فنی می‌توانند دسترسی به سرمایه فرهنگی و جایگاه اجتماعی را نابرابر کنند. این‌جا قبیله دیجیتال به پدیده‌ای پیچیده‌تر تبدیل می‌شود. انسان‌ها اجتماع را می‌سازند، اما اجتماع در محیطی ساخته می‌شود که معماری آن را شرکت‌ها و پلتفرم‌ها طراحی کرده‌اند. بنابراین، مرز «ما» و «آن‌ها» دیگر کاملاً محصول فرهنگ اعضا نیست؛ بخشی از آن را کد، رابط کاربری و الگوریتم تعیین می‌کند.

قلمرویی خارج از نقشه

شاید قبیله، پیش از آنکه جایی برای زندگی باشد، راهی برای پیدا کردن جای خود در میان دیگران بوده است. زمانی مرزهایش را کوه و رود و خاک تعیین می‌کردند؛ اما امروز مرز یک قبیله پشت یک نام کاربری، یک کانال، یک انجمن یا حتی چند خط کد پنهان شده است. انسان همچنان به نشانه، آیین، زبان مشترک و دیگری نیاز دارد تا «ما» را تشخیص دهد؛ تفاوت در این است که قلمرو این قبیله‌ها دیگر روی نقشه پیدا نمی‌شود. کافی است پنجره‌ای را روی صفحه باز کنیم تا وارد سرزمینی شویم که مرزهایش را اعضا، فرهنگ و الگوریتم‌ها همزمان می‌سازند. آینده اینترنت جهانی است پر از قبیله‌هایی که هنوز برای تعلق‌داشتن می‌جنگند، اما دیگر برای پیدا کردن سرزمین خود، به هیچ نقشه‌ای احتیاج ندارند.

خلاصه برای شبکه‌های اجتماعی

قبیله را معمولاً با سرزمین، زبان، آیین و مرزهای مشخص تصور می‌کنیم؛ اما در عصر اینترنت، برای شکل‌گیری یک قبیله دیگر نیازی به خاک مشترک نیست.

انجمن‌های آنلاین، گروه‌های هکری و خرده‌فرهنگ‌های دیجیتال، شکل تازه‌ای از تعلق را ساخته‌اند؛ جایی که هویت با نام کاربری، مهارت، زبان مشترک، سابقه فعالیت و نشانه‌های فرهنگی شکل می‌گیرد.

در این جوامع، «عضو واقعی» بودن باید اثبات شود. اصطلاحات تخصصی، شوخی‌های درون‌گروهی، آیین‌های جمعی و حتی شیوه طرد تازه‌واردها، مرز میان «ما» و «دیگران» را می‌سازند.

اما قبیله‌های دیجیتال یک تفاوت مهم با قبایل تاریخی دارند: مرزهایشان را فقط اعضا تعیین نمی‌کنند. الگوریتم‌ها، قوانین پلتفرم‌ها، سیستم‌های اعتبار و معماری شبکه نیز تعیین می‌کنند چه کسی دیده شود، چه کسی اعتبار پیدا کند و چه کسی به حاشیه رانده شود.

قبیله، پیش از آنکه یک سرزمین باشد، راهی برای پیدا کردن جای خود در میان دیگران است. امروز آن سرزمین دیگر روی نقشه نیست؛ پشت یک نام کاربری، یک انجمن، یک کانال یا چند خط کد پنهان شده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا