فرهنگ سایبری

اینترنت یا سلاح ژئوپلیتیکی؟ معرفی کتاب ژئوپلتیک در قلب اینترنت

کتاب «ژئوپلیتیک در قلب اینترنت» تلاش می‌کند نشان دهد آینده‌ی اینترنت فقط به سرعت اتصال، فناوری‌های جدید یا رقابت شرکت‌های بزرگ وابسته نیست. مسئله این است که چه کسانی در ساختن قواعد این جهان دیجیتال مشارکت دارند و چه کسانی از تصمیم‌هایی که در لایه‌های پنهان آن گرفته می‌شود تأثیر می‌پذیرند.
شاید جذابیت اصلی کتاب در تغییر زاویه‌ی نگاه ما باشد. ما اینترنت را معمولاً از جایی می‌بینیم که به آن متصل می‌شویم؛ از صفحه‌ی نمایش و خدماتی که استفاده می‌کنیم. اما این کتاب ما را به جایی می‌برد که کمتر دیده‌ایم: جایی که قواعد اتصال نوشته می‌شوند، منابع شبکه مدیریت می‌شوند و تصمیم‌های فنی می‌توانند به تصمیم‌هایی درباره‌ی قدرت و حاکمیت تبدیل شوند.
در جهانی که رقابت کشورها دیگر فقط بر سر سرزمین، انرژی و منابع طبیعی نیست، زیرساخت‌های دیجیتال هم به میدان منازعه تبدیل شده‌اند. شاید برای فهم سیاست اینترنت، باید پیش از آنکه به محتوای روی صفحه نگاه کنیم، به شبکه‌ای فکر کنیم که امکان نمایش آن را فراهم کرده است.

به‌قلم:سید محمد یحیی هاشمی 

ژئوپلیتیک در قلب اینترنت؛ جنگ قدرتی که در لایه‌های پنهان شبکه جریان دارد

بعد از جنگ اخیر و مصاحبه بعضی مقامات کشور، بسیاری افراد متوجه اهمیت وجود کابل های زیردریایی در تنگه هرمز شده اند. به صورت خلاصه همه ما می دانیم که این کابل ها آنقدر اهمیت دارند که آسیب رساندن به آنها یک برنامه ها و تهدیدات جنگی محسوب می شود. به همین دلیل می توان گفت یکی از میدان های مهم رقابت سیاسی که کمتر در مورد آن صحبت می شود همین زیرساخت های فنی اینترنت هستند.

ما معمولاً اینترنت را مجموعه‌ای از وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها و خدمات آنلاین می‌بینیم؛ چیزی که روی صفحه‌ی تلفن همراه یا رایانه ظاهر می‌شود. اما در زیر این سطح آشنا، مجموعه‌ای از پروتکل‌ها، آدرس‌ها، استانداردها، تجهیزات، نهادها و قواعد وجود دارد که تعیین می‌کنند اطلاعات چگونه در شبکه حرکت کند و چه کسانی در اداره‌ی این شبکه نقش داشته باشند.

کتاب «ژئوپلیتیک در قلب اینترنت» (Geopolitics at the Internet’s Core) نوشته‌ی فیونا الکساندر، لورا دِناردیس، نانت لوینسون و فرانچسکا موزیانی در مورد همین لایه‌ی کمتر شناخته‌شده است. ایده‌ی اصلی کتاب ساده اما مهم به نظر می رسد: اینترنت فقط یک فناوری ارتباطی نیست بلکه زیرساختی است که کنترل و اداره‌ی آن می‌تواند به منبعی برای اعمال قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.

اینترنت واقعاً کجاست؟

برای فهم بحث کتاب باید ابتدا با مفهومی آشنا شویم که شاید نامش را شنیده باشیم، اما معمولاً به آن فکر نمی‌کنیم: پروتکل اینترنت یا همان IP. هر بار که پیامی می‌فرستیم، صفحه‌ای را باز می‌کنیم یا فایلی را دریافت می‌کنیم، اطلاعات باید از مبدأ به مقصد برسند. پروتکل اینترنت بخشی از قواعدی است که امکان آدرس‌دهی و انتقال این اطلاعات را فراهم می‌کند. به بیان ساده، اگر اینترنت را شبکه‌ای از مسیرها تصور کنیم، IP در تعیین مقصد و هدایت بسته‌های اطلاعاتی نقش اساسی دارد.

اهمیت این لایه در آن است که برخلاف وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها، معمولاً دیده نمی‌شود. ما می‌توانیم یک شبکه‌ی اجتماعی را حذف کنیم یا موتور جست‌وجوی دیگری انتخاب کنیم، اما کمتر به این فکر می‌کنیم که چه کسانی قواعد فنی و نهادیِ حرکت اطلاعات در اینترنت را تعیین می‌کنند. کتاب تلاش می‌کند همین بخش پنهان را از حالت یک جعبه‌ی سیاه خارج کند؛ جایی که تصمیم‌های ظاهراً فنیپیامدهای سیاسی و اجتماعی دارند.

وقتی یک استاندارد فنی به مسئله‌ای ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود

شاید تصور کنیم پروتکل‌ها و استانداردهای اینترنتی موضوعاتی کاملاً تخصصی‌اند و تصمیم‌گیری درباره‌ی آن‌ها باید به مهندسان واگذار شود. اما نویسندگان نشان می‌دهند که طراحی فنی هیچ‌وقت کاملاً از سیاست جدا نیست. انتخاب یک استاندارد، تعیین شیوه‌ی مدیریت منابع اینترنتی یا سپردن اختیار یک نهاد به نهادی دیگر، می‌تواند بر امنیت، دسترسی، آزادی بیان و حتی توازن قدرت میان کشورها اثر بگذارد. بنابراین یکی از پرسش‌های اصلی کتاب این است که چه کسی باید اینترنت را اداره کند؟ دولت‌ها؟ شرکت‌های خصوصی؟ نهادهای بین‌المللی؟ یا مجموعه‌ای از سازمان‌ها و بازیگران فنی که هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند؟

این پرسش سابقه‌ای طولانی دارد. در سال‌های گذشته، بحث‌هایی درباره‌ی نقش دولت آمریکا در مدیریت منابع حیاتی اینترنت، انتقال مسئولیت‌ها به ساختارهای چندذی‌نفعی و امکان افزایش نفوذ دولت‌های دیگر، به‌ویژه چین، مطرح بوده است. از طرف دیگر، درخواست‌هایی مانند قطع دسترسی روسیه به اینترنت پس از حمله به اوکراین نشان داد که حتی سازوکارهای بنیادین شبکه نیز می‌توانند به موضوع منازعه‌ی سیاسی تبدیل شوند. در اینجا مسئله فقط این نیست که چه کشوری اینترنت را کنترل می‌کند؛ بلکه این است که اساساً کنترل اینترنت از چه مسیرهایی ممکن می‌شود و چه نوع قدرتی در اختیار بازیگران مختلف قرار می‌گیرد.

جنگی که در آن آدرس‌ها و مسیرها اهمیت دارند

یکی از بخش‌های مهم کتاب به فضای آدرس‌های اینترنتی اختصاص دارد. آدرس‌های IP منابعی فنی به نظر می‌رسند، اما در عمل بخشی از نظم جهانی اینترنت را تشکیل می‌دهند. نحوه‌ی تخصیص، مدیریت و کنترل این منابع می‌تواند بر استقلال کشورها، امنیت شبکه و جایگاه آن‌ها در نظام ارتباطی جهان اثر بگذارد.

از این نگاه، جغرافیای سیاسی اینترنت فقط به محل استقرار مراکز داده، کابل‌های زیردریایی یا شرکت‌های فناوری محدود نیست. خود فضای آدرس‌دهی و قواعد مسیریابی نیز نوعی قلمرو سیاسی است؛ قلمرویی که مرزهایش روی نقشه دیده نمی‌شوند، اما تصمیم‌گیری درباره‌ی آن‌ها می‌تواند پیامدهایی کاملاً واقعی داشته باشد.

کتاب همچنین به تاریخ مناقشه‌ی بیست‌ساله بر سر مدیریت اینترنت می‌پردازد؛ مسیری که از نقش نظارتی دولت آمریکا آغاز شد و به سمت الگوهای پیچیده‌تر حکمرانی و مشارکت بازیگران خصوصی حرکت کرد. این تاریخ نشان می‌دهد که اینترنت از ابتدا هم صرفاً محصول همکاری مهندسان نبوده، بلکه همواره با پرسش‌هایی درباره‌ی مالکیت، اختیار و مشروعیت تصمیم‌گیری همراه بوده است.

چهار نویسنده و یک مسئله‌ی مشترک

ترکیب نویسندگان کتاب هم نشان می‌دهد که با اثری میان‌رشته‌ای روبه‌رو هستیم. لورا دِناردیس از پژوهشگران شناخته‌شده‌ی حوزه‌ی حکمرانی اینترنت است و در دانشگاه جرج‌تاون درباره‌ی رابطه‌ی فناوری، اخلاق و جامعه فعالیت می‌کند. فیونا الکساندر تجربه‌ی سیاست‌گذاری و حکمرانی منابع اینترنتی را در کارنامه دارد. نانت لوینسون در دانشگاه امریکن بر مطالعات حکمرانی اینترنت تمرکز کرده و فرانچسکا موزیانی پژوهشگر مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه (CNRS) و مدیر مرکز اینترنت و جامعه است.

نقطه‌ی اتصال این چهار پژوهشگر، نگاه به اینترنت به‌عنوان یک نظام فنی صرف نیست؛ آن‌ها می‌خواهند نشان دهند که معماری شبکه، نهادهای اداره‌کننده و قواعد فنی آن، همگی بخشی از سیاست جهانی‌اند.

آینده‌ی اینترنت؛ یک شبکه یا چند نظم رقیب؟

در فصل‌های پایانی، نویسندگان از وضعیت موجود فراتر می‌روند و به آینده‌ی حکمرانی اینترنت می‌پردازند. آیا اینترنت همچنان می‌تواند بر پایه‌ی مجموعه‌ای از استانداردها و قواعد مشترک جهانی اداره شود؟ یا رقابت قدرت‌های بزرگ، اختلاف‌های سیاسی و نگرانی‌های امنیتی، آن را به شبکه‌هایی با قواعد متفاوت تقسیم خواهد کرد؟

این پرسش به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که کشورها بیش از گذشته درباره‌ی حاکمیت دیجیتال، استقلال فناورانه و کنترل زیرساخت‌های ارتباطی صحبت می‌کنند. اگر هر دولت بخواهد قواعد و معماری اینترنت را مطابق منافع خود تغییر دهد، چه بر سر ماهیت جهانی و به‌هم‌پیوسته‌ی این شبکه خواهد آمد؟ نویسندگان برای تحلیل این وضعیت، هشت اهرم قدرت مرتبط با اکوسیستم پروتکل اینترنت را شناسایی می‌کنند؛ اهرم‌هایی که کمک می‌کنند بفهمیم قدرت در کدام بخش‌های زیرساخت متمرکز شده و چگونه می‌توان از طریق طراحی، مدیریت یا کنترل آن‌ها بر اینترنت اثر گذاشت.


کتاب در نهایت تلاش می‌کند نشان دهد آینده‌ی اینترنت فقط به سرعت اتصال، فناوری‌های جدید یا رقابت شرکت‌های بزرگ وابسته نیست. مسئله این است که چه کسانی در ساختن قواعد این جهان دیجیتال مشارکت دارند و چه کسانی از تصمیم‌هایی که در لایه‌های پنهان آن گرفته می‌شود تأثیر می‌پذیرند.

شاید جذابیت اصلی کتاب در تغییر زاویه‌ی نگاه ما باشد. ما اینترنت را معمولاً از جایی می‌بینیم که به آن متصل می‌شویم؛ از صفحه‌ی نمایش و خدماتی که استفاده می‌کنیم. اما این کتاب ما را به جایی می‌برد که کمتر دیده‌ایم: جایی که قواعد اتصال نوشته می‌شوند، منابع شبکه مدیریت می‌شوند و تصمیم‌های فنی می‌توانند به تصمیم‌هایی درباره‌ی قدرت و حاکمیت تبدیل شوند.

در جهانی که رقابت کشورها دیگر فقط بر سر سرزمین، انرژی و منابع طبیعی نیست، زیرساخت‌های دیجیتال هم به میدان منازعه تبدیل شده‌اند. شاید برای فهم سیاست اینترنت، باید پیش از آنکه به محتوای روی صفحه نگاه کنیم، به شبکه‌ای فکر کنیم که امکان نمایش آن را فراهم کرده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا