فرهنگ سایبری

تلگرام: رسانه‌ی ملی ناخواسته

 بر اساس داده‌های سایت Telemetr، در حال حاضر بیش از ۲۱۱ هزار کانال ایرانی در تلگرام فعالند که مجموع اعضای آن‌ها به یک میلیارد نفر می‌رسد. ایران از نظر تعداد کانال تلگرامی، رتبه‌ی سوم دنیا را دارد  پس از هند و روسیه. در میان ۵۰ کانال پرعضوتر کل دنیا، ۱۱ کانال ایرانی هستند. این‌ها عدد نیستند. این‌ها ابعاد یک تحول رسانه‌ای شدید هستند که تا کنون اثر خود را بر همه جنبه‌های زندگی ایرانیان گذاشته است خصوصا زندگی سیاسی آنان. تلگرام در لحظه‌های بحران نه فقط رسانه، بلکه خود بخشی از رویداد می‌شود.در چنین  فضای بی‌ساختاری، نه ملت برنده است، نه حاکمیت  فقط کسانی که بلدند از آشوب اطلاعاتی بهره ببرند برنده خواهند شد.

هیچ‌کس تصمیم نگرفت. هیچ شورایی رأی نداد. هیچ وزیری امضا نکرد. اما یک روز، بدون هیچ اعلامی، تلگرام تبدیل شد به اصلی‌ترین منبع خبر ملت ایران. این شاید عجیب‌ترین پدیده‌ی رسانه‌ای تاریخ معاصر ما باشد: پلتفرمی که فیلتر است، اما همه از آن خبر می‌گیرند. سرویسی که «غیررسمی» است، اما رسانه‌های رسمی محتوایشان را از آن برمی‌دارند. اپلیکیشنی که قرار بود مسدود شود، اما با مسدود شدن، محبوب‌تر شد و حالا تقریبا با وجود رشد پیام‌رسان‌های ایرانی باز هم تلگرام جایگاه خود را حفظ کرده است.

یک میلیارد عضو در کانال‌های ایرانی

اعداد را ببینید. بر اساس داده‌های سایت Telemetr، در حال حاضر بیش از ۲۱۱ هزار کانال ایرانی در تلگرام فعالند که مجموع اعضای آن‌ها به یک میلیارد نفر می‌رسد. ایران از نظر تعداد کانال تلگرامی، رتبه‌ی سوم دنیا را دارد — پس از هند و روسیه. در میان ۵۰ کانال پرعضوتر کل دنیا، ۱۱ کانال ایرانی هستند. این‌ها عدد نیستند. این‌ها ابعاد یک تحول رسانه‌ای شدید هستند که تا کنون اثر خود را بر همه جنبه‌های زندگی ایرانیان گذاشته است خصوصا زندگی سیاسی آنان. در کشوری که صدا و سیما چند دهه بر رسانه انحصار داشت، یک شبکه‌ی توزیع‌شده، بی‌مرکز شکل گرفته که هیچ‌کس کنترلش نمی‌کند نه دولت، نه صاحب تلگرام، نه حتی مدیران کانال‌ها.

فیلترینگِ شتاب‌دهنده‌

یکی از متناقض‌ترین تصمیمات تاریخ رسانه‌ای ایران همین بود: فیلتر کردن تلگرام در سال ۱۳۹۶. منطق پشت این تصمیم، محدود کردن دسترسی بود. اتفاقی که افتاد، دقیقاً عکس آن بود. امروز بیش از ۳۴ درصد ایرانیان همچنان به صورت فعال از تلگرام استفاده می‌کنند علی‌رغم هفت سال فیلتر، علی‌رغم توسعه‌ی پیام‌رسان‌های داخلی، علی‌رغم همه‌ی هزینه‌های اضافه‌ی فیلترشکن این یعنی جایگاه تلگرام با فیلترینگ دست خوش تغییر نشد.

اکنون پرسش این است که چه کسی این کانال‌ها را اداره می‌کند؟ در میان ۲۱۱ هزار کانال فعال ایرانی، طیفی از ناهمگون‌ترین بازیگران ممکن حضور دارند: روزنامه‌نگار مستقل، وابسته به جریان‌های مختلف سیاسی داخلی، سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، کسب‌وکارهای تبلیغاتی، کانال‌های شایعه‌ساز، و افراد عادی که فقط خبر بازنشر می‌کنند و کانال‌های سرگرمی، ورزشی، جنسی و حتی آنلاین‌شاپ تلگرامی که چیزی از اینستاگرام ندارد.

مشکل اینجاست که همه‌ی این‌ها در ظاهر یکسانند. هیچ مکانیزم تأیید هویتی وجود ندارد. هیچ مسئولیت حقوقی‌ای در کار نیست. هیچ ویراستاری پشت محتوا نیست. خواننده باید با چشمان خود تشخیص دهد و اغلب نمی‌تواند و همین است که تلگرام رسانه ملی بدون دروازه‌بان است.

تلگرام میدان جنگ شناختی است

این فضای بی‌ساختار، بهشت عملیات اطلاعاتی است. یک شایعه در یک کانال ناشناس منتشر می‌شود. چند کانال بزرگ‌تر آن را بازنشر می‌کنند. رسانه‌های رسمی برای اینکه «عقب نمانند» آن را تأیید می‌کنند. و در عرض چند ساعت، یک دروغ به «خبر» تبدیل شده است.

این سازوکار در بحران‌های اخیر بارها تکرار شده. تلگرام در این لحظه‌ها نه فقط رسانه، بلکه خود بخشی از رویداد می‌شود. آنچه این وضعیت را از منظر جنگ شناختی خطرناک‌تر می‌کند این است که دو طرف متخاصم می‌توانند همزمان از همین فضا برای روایت‌سازی متضاد استفاده کنند، بدون آنکه مخاطب بداند کدام روایت را از چه منبعی می‌خواند.

نتیجه

آیا تلگرام «مشکل» است؟ این سوال غلطی است و پرسیدنش ما را از فهم ماجرا دور می‌کند. تلگرام نه علت، بلکه نشانه است؛ نشانه‌ی شکافی که سال‌ها رسانه‌های رسمی نتوانستند یا نخواستند پر کنند. سوال درست این است: چه باید کرد تا این خلأ پر شود؟ پاسخ نه در مسدود کردن تلگرام است که تجربه ثابت کرده بی‌اثر است و نه در رها کردن میدان به حال خود. پاسخ این مشکل در ساختن رسانه‌ای است که مردم واقعاً به آن اعتماد کنند؛ رسانه‌ای که سریع باشد، صادق باشد، و از منافع مخاطب دفاع کند، نه از منافع ناشرش. این سطح از اعتماد را نمی‌توان با بخشنامه ساخت یا با فیلتر کردن رقیب به دست آورد تنها با عملکرد مکرر و قابل پیش‌بینی در طول زمان به دست می‌آید.

تا زمانی که چنین رسانه‌ای وجود نداشته باشد، هر رسانه ملی ناخواسته‌ای فیلتر باشد یا نباشد، ایرانی باشد یا خارجی جای خودش را پیدا خواهد کرد. در فضای بی‌ساختار، نه ملت برنده است، نه حاکمیت فقط کسانی که بلدند از آشوب اطلاعاتی بهره ببرند برنده خواهند شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا