الهیات ساییری

ژئوپلیتیک اینترنت؛ چگونه کابل‌های زیردریایی، نقشه پنهان قدرت را ترسیم می‌کنند؟

کابل‌های زیردریایی، زیرساخت‌هایی پنهان اما حیاتی هستند که بخش بزرگی از جهان دیجیتال بر آن‌ها استوار است. در حالی که اینترنت اغلب به عنوان فضایی نامرئی و بی‌مکان تصور می‌شود، واقعیت این است که جریان داده‌ها بر شبکه‌ای مادی از کابل‌ها، مراکز داده و مسیرهای ارتباطی حرکت می‌کند؛ شبکه‌ای که به تدریج به بخشی از معماری قدرت در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. 
همان‌گونه که مسیرهای تجاری، راه‌آهن و خطوط انرژی در دوره‌های گذشته نقشه ژئوپولیتیک جهان را شکل می‌دادند، امروز مسیر انتقال داده‌ها نیز در حال ترسیم جغرافیای جدیدی از قدرت است. درواقع کابل‌های زیردریایی نشانه‌هایی از نظم سیاسی و اقتصادی جدید به شمار می‌روند. در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای، اهمیت این زیرساخت‌ها بیش از گذشته آشکار شده است؛ زیرا نبرد آینده ممکن است در مسیرهایی رخ دهد که در اعماق دریاها، جهان دیجیتال را زنده نگه می‌دارند.

به‌قلم:علی طالقانی 

دنیایی دیگر در زیر آب‌ها

در نوامبر ۲۰۲۴، دو کابل زیردریایی انتقال داده در دریای بالتیک آسیب دیدند. این اتفاق، تنها یک نقص فنی تلقی نشد. دولت‌های اروپایی تحقیقات امنیتی را آغاز کردند و رسانه‌های بین‌المللی از احتمال خرابکاری سخن گفتند. پیش از آن نیز در سال‌های اخیر، رخدادهایی مشابه در دریای سرخ و پیرامون تایوان، توجه دولت‌ها را به امنیت زیرساخت‌های اینترنت جلب کرده بود.

اما چرا آسیب دیدن چند کابل، به مسئله‌ای در سطح امنیت ملی تبدیل می‌شود؟ بر اساس اعلام کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها (ICPC)، بیش از ۹۹ درصد ترافیک بین‌المللی داده از طریق کابل‌های فیبر نوری زیردریایی منتقل می‌شود. تماس‌های تصویری، تراکنش‌های بانکی، خدمات ابری، فعالیت سامانه‌های هوش مصنوعی و بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال، همگی به شبکه‌ای وابسته‌اند که در سکوت از بستر اقیانوس‌ها عبور می‌کند. این کابل‌ها، زیرساخت ارتباطات جهانی‌اند؛ همان شریان‌هایی که جهان متصل امروز بر آن‌ها استوار است.

اینترنت بر دوش چه چیزی ایستاده است؟

واژه‌هایی مانند «فضای مجازی» یا «رایانش ابری» این تصور را ایجاد می‌کنند که اینترنت جهانی بی‌مکان و نامادی است. اما جهان دیجیتال، بیش از آنکه در ابرها جریان داشته باشد، بر زیرساخت‌هایی کاملاً فیزیکی بنا شده است؛ هزاران کیلومتر کابل، مراکز داده، ایستگاه‌های فرود ساحلی و شبکه‌ای پیچیده از تجهیزات پردازشی که در نقاط مختلف جهان پراکنده‌اند. هر جست‌وجو، هر پیام و هر درخواست از یک سامانه هوش مصنوعی، سفری را از میان همین زیرساخت‌ها آغاز می‌کند. زندگی دیجیتال، پیش از آنکه تجربه‌ای مجازی باشد، بر معماری‌ای مادی استوار است که اغلب از چشم کاربران پنهان می‌ماند.

از راه ابریشم تا مسیر داده‌ها

هر دوره تاریخی، زیرساخت‌های تعیین‌کننده خود را داشته است. زمانی راه‌های تجاری، مسیر انتقال ادویه، ابریشم و فلزات گران‌بها بودند. سپس راه‌آهن، بنادر و خطوط انتقال نفت، اقتصاد و سیاست جهانی را بازتعریف کردند. امروز نیز «داده» به مهم‌ترین کالای راهبردی جهان تبدیل شده است و مسیر حرکت آن، اهمیتی هم‌سنگ مسیر حرکت کالاها و انرژی پیدا کرده است. به همین دلیل، رقابت قدرت‌های بزرگ دیگر تنها بر سر سرزمین یا منابع طبیعی نیست. توسعه کابل‌های زیردریایی، ساخت مراکز داده، گسترش زیرساخت‌های ابری و کنترل گره‌های اصلی ارتباطی، به بخشی از راهبرد ژئوپولیتیکی کشورها تبدیل شده است. در جهان امروز، هر مسیر انتقال داده، بخشی از نقشه قدرت را نیز ترسیم می‌کند.

قدرت روی نقشه

هر تمدنی، جهان را دوبار می‌سازد؛ یک بار در واقعیت و یک بار روی نقشه. گاهی همین نقشه‌ها هستند که مسیر تجارت، جنگ و گسترش قدرت را تعیین می‌کنند. اطلس‌های قرن‌های شانزدهم و هفدهم چنین نقشی داشتند. امروز نیز نقشه‌ای دیگر در حال کامل شدن است؛ نقشه‌ای که به جای کوه‌ها و مرزها، مسیر کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و گره‌های اینترنت را نشان می‌دهد. شاید تاریخ آینده، قدرت قرن بیست‌ویکم را از روی همین نقشه‌ها بخواند.

جغرافیای جدید دریاها

اگر نقشه‌ای از جهان رسم کنیم که در آن مرزهای سیاسی حذف شده باشند و تنها مسیر کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و گره‌های اصلی اینترنت دیده شوند، با تصویری متفاوت از جهان روبه‌رو خواهیم شد. در این نقشه، فاصله کشورها با کیفیت اتصال، ظرفیت پردازش و جایگاه آن‌ها در شبکه جهانی داده انداز‌گیری می‌شود. از این منظر، جغرافیا دیگر فقط به مطالعه سرزمین‌ها محدود نیست؛ مطالعه جریان‌ها نیز هست. کشوری که به مسیرهای اصلی انتقال داده، زیرساخت‌های پردازشی و شبکه‌های ارتباطی دسترسی گسترده‌تری دارد، در اقتصاد و سیاست دیجیتال نیز موقعیتی متفاوت خواهد داشت. جهان معاصر، نقشه جدیدی پیدا کرده است که در دل شبکه‌های ارتباطی جریان دارد.

تمدنی که زیرِ زمین زندگی می‌کند

تمدن‌ها معمولاً خود را به نمایش می‌گذارند. مصر باستان با اهرام، امپراتوری روم با جاده‌ها، انقلاب صنعتی با کارخانه‌ها و راه‌آهن در حافظه تاریخ مانده‌اند. اگر باستان‌شناسان هزار سال بعد به سراغ تمدنی بروند، ردپای قدرت را در چشم‌انداز شهرها و بناهایشان خواهند یافت. اما تمدن دیجیتال مسیر دیگری را برگزیده است. حیاتی‌ترین زیرساخت‌های آن کمتر به چشم آمده‌اند. کابل‌هایی که قاره‌ها را به هم متصل می‌کنند در بستر اقیانوس‌ها پنهان‌اند، مراکز داده اغلب در ساختمان‌هایی بی‌نام‌ونشان فعالیت می‌کنند و گره‌های اصلی اینترنت دور از زندگی روزمره میلیون‌ها کاربر قرار دارند. جهانی که هر روز تجربه می‌کنیم، بر سازه‌هایی استوار است که تقریباً هرگز دیده نمی‌شوند. همین نامرئی بودن، یکی از ویژگی‌های تمدن معاصر است. ما ساعت‌ها در فضای آنلاین زندگی می‌کنیم، اما کمتر به زیرساخت‌هایی فکر می‌کنیم که این جهان را ممکن کرده‌اند. در واقع، اینترنت چهره‌ای است که هر روز می‌بینیم؛ اما نیرویی که آن را زنده نگه می‌دارد، در زیر اقیانوس‌ها جریان دارد.

جغرافیای سیاسی دیجیتال

تا همین چند دهه پیش، جغرافیای سیاسی بیش از هر چیز با مرزها، بنادر و مسیرهای تجاری تعریف می‌شد. امروز، لایه دیگری به این جغرافیا افزوده شده است؛ لایه‌ای که در آن مسیر حرکت داده‌ها، مراکز پردازش و شبکه‌های ارتباطی، جایگاهی هم‌سنگ راه‌های دریایی و خطوط انرژی پیدا کرده‌اند. این دگرگونی، معنای قدرت را نیز تغییر داده است. هر کشوری که سهم بیشتری از زیرساخت‌های انتقال و پردازش داده داشته باشد، در اقتصاد دیجیتال و رقابت فناوری نیز موقعیت متفاوتی خواهد داشت. به همین دلیل، توسعه کابل‌های زیردریایی یا ساخت مراکز داده، دیگر صرفاً پروژه‌هایی فنی نیستند؛ آن‌ها بخشی از راهبرد سیاسی و اقتصادی دولت‌ها شده‌اند. در کنار دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ فناوری نیز به بازیگران این جغرافیای تازه تبدیل شده‌اند. گوگل، متا، مایکروسافت و آمازون میلیاردها دلار برای توسعه کابل‌های بین‌قاره‌ای، مراکز داده و زیرساخت‌های ابری سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این شرکت‌ها فقط خدمات دیجیتال ارائه نمی‌کنند؛ آن‌ها در معماری شبکه‌ای مشارکت دارند که بخش بزرگی از جهان امروز بر پایه آن عمل می‌کند.

آن سوی صفحه نمایش

روز خود را با صفحه نمایش آغاز می‌کنیم؛ پیام‌ها را می‌خوانیم، مسیرمان را روی نقشه پیدا می‌کنیم، موسیقی گوش می‌دهیم یا از هوش مصنوعی سؤال می‌پرسیم. این تجربه‌ها آن‌قدر عادی شده‌اند که کمتر از خود می‌پرسیم منشأ این فناوری‌ها کجاست؟ پاسخ، برخلاف تصور رایج، در صفحه نمایش نیست. پیش از آنکه تصویر یا متنی به دست ما برسد، داده‌ها از مسیرهایی طولانی عبور کرده‌اند؛ از کابل‌های زیردریایی، ایستگاه‌های ساحلی، مراکز داده و شبکه‌ای پیچیده از تجهیزات پردازشی. آنچه «فضای مجازی» می‌نامیم، در واقع بر زیرساخت‌هایی کاملاً مادی استوار است. درواقع مسئله کابل‌های فیبر نوری نیست. کابل‌ها فقط نشانه‌اند؛ نشانه‌های تغییری عمیق‌تر در شیوه سازمان یافتن جهان. اگر در قرن نوزدهم شناخت راه‌آهن برای فهم انقلاب صنعتی ضروری بود و در قرن بیستم بدون درک نفت نمی‌شد سیاست جهانی را توضیح داد، در قرن بیست‌ویکم فهم اینترنت، بدون شناخت زیرساخت‌های آن ممکن نیست.

سواد بصری زیرساخت‌ها

هر دوره تاریخی، ابزارهای خود را داشته است؛ اما آنچه یک عصر را تعریف می‌کند، ابزارهایش نیست، زیرساخت‌هایش است. راه‌آهن، انقلاب صنعتی را ممکن کرد؛ شبکه برق، شهر مدرن را ساخت؛ و امروز، اینترنت بر شبکه‌ای از کابل‌ها، مراکز داده و سامانه‌های پردازشی استوار است که اغلب از چشم ما پنهان مانده‌اند. به همین دلیل، مسئله صرفاً کابل‌های زیردریایی نیست. آن‌ها فقط یکی از نشانه‌های نظمی هستند که جهان معاصر بر پایه آن سازمان یافته است. همان‌گونه که بدون شناخت راه‌های دریایی، تجارت جهانی فهم نمی‌شد و بدون نفت، سیاست قرن بیستم توضیح‌پذیر نبود، بدون شناخت زیرساخت‌های اینترنت نیز فهم جهان دیجیتال ممکن نیست. بهتر است معنای سواد را نیز از نو تعریف کنیم. سواد در عصر دیجیتال، تنها توانایی استفاده از فناوری نیست؛ توانایی خواندن زیرساخت‌هایی است که فناوری را ممکن می‌کنند. جامعه‌ای که فقط کار با ابزارها را بیاموزد، مصرف‌کننده فناوری خواهد بود. اما جامعه‌ای که زیرساخت‌ها را بشناسد، منطق قدرت، اقتصاد و فرهنگ عصر خود را نیز بهتر درک خواهد کرد.

شاید تمدنی که انسان در آن زندگی می‌کند، نه با آسمان‌خراش‌هایش، نه با بناهای یادمانی‌اش و نه با مرزهایش شناخته شود، بلکه با شبکه‌هایی تعریف شود که هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌بیند. اگر چنین باشد، بزرگ‌ترین خطر عصر دیجیتال قطع شدن اینترنت نیست؛ ناتوانی ما در دیدن زیرساخت‌هایی است که جهان را هر روز از نو می‌سازند.

هر تمدنی، پیش از آنکه در اندیشه انسان‌ها شکل بگیرد، در زیرساخت‌هایش ساخته می‌شود. شاید برای فهم جهان دیجیتال نیز، باید نگاه را برای لحظه‌ای از صفحه‌نمایش برداریم و به چیزی خیره شویم که هرگز دیده نمی‌شود؛ همان شبکه‌ای که بی‌صدا، هر روز جهان را از نو سازمان می‌دهد.

خط مقدم زیر آب

جنگ‌های سال‌های اخیر در غرب آسیا نشان داده‌اند که مفهوم میدان نبرد در جهان امروز تغییر کرده است. درگیری‌ها دیگر تنها در مرزها، پایگاه‌های نظامی یا مناطق جغرافیایی مشخص رخ نمی‌دهند؛ بلکه زیرساخت‌هایی که جریان زندگی مدرن را ممکن می‌کنند، از شبکه‌های انرژی و حمل‌ونقل گرفته تا سامانه‌های ارتباطی، به بخشی از رقابت‌های راهبردی تبدیل شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این زیرساخت‌های پنهان، کابل‌های زیردریایی ارتباطی هستند؛ شبکه‌هایی که در اعماق اقیانوس‌ها و دریاها، بخش عظیمی از تبادل اطلاعات جهان را حمل می‌کنند و ستون فقرات اینترنت جهانی به شمار می‌روند. موقعیت جغرافیایی خلیج فارس و دریای عمان، به دلیل قرار گرفتن در مسیرهای مهم انرژی و ارتباطی جهان، اهمیت این شبکه‌ها را دوچندان کرده است.

در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود: آیا کابل‌های زیردریایی خلیج فارس و دریای عمان می‌توانند در آینده به یکی از نقاط حساس جنگ‌های سایبری و ژئوپولیتیکی تبدیل شوند؟

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا