فرهنگ سایبری

هنر در دنیای شبکه‌ای

مرگ فاصله

اثر هنری در جهان سنتی، پیش از آن‌که «دیده» شود، باید «زیارت» می‌شد. نقاشی در موزه، محراب، کاخ، گالری یا مجموعه خصوصی قرار داشت و مخاطب برای مواجهه با آن ناگزیر بود از جایی به جای دیگر برود. مکان اثر، بخشی از معنای آن بود. همین فاصله، نوعی شأن، هیبت و یگانگی به اثر می‌بخشید؛ چیزی که والتر بنیامین در مقاله مشهور خود، از آن با مفهوم «هاله» یاد می‌کند. هاله، نتیجه نسبت تاریخی، مکانی و آیینی میان اثر، زمان، مکان و مخاطب است.

عصر دیجیتال، این فاصله را فرو ریخته است. اکنون اثر هنری هم‌زمان در موزه، آرشیو آنلاین، صفحه اینستاگرام، کانال تلگرام، پینترست، سایت حراجی، تصویر زمینه موبایل و نسخه چاپی روی دیوار خانه حضور دارد. اثر، دیگر یک‌جا نیست؛ در گردش است. مخاطب نسخه کوچک آن را در شبکه اجتماعی می‌بیند، روی جزئیاتش زوم کند، تصویر باکیفیت آن را از آرشیو دیجیتال دریافت کند، بخشی از آن را در قالب استوری منتشر کند، آن را به پوستر تبدیل کند یا حتی از آن برای طراحی داخلی خانه استفاده نماید. در چنین وضعیتی، اثر هنری از شیئی کمیاب به داده‌ای قابل گردش تبدیل می‌شود.

تکثیر شبکه‌ای 

والتر بنیامین درباره عصری سخن می‌گفت که عکاسی و سینما، امکان بازتولید مکانیکی اثر هنری را فراهم کرده بودند. در آن دوران، مسئله اصلی این بود که نسخه‌های متعدد از یک اثر تولید می‌شد و اصالت نسخه یگانه دچار بحران می‌گردید؛ اما عصر دیجیتال، مرحله‌ای فراتر از تکثیر مکانیکی است. اینجا با «تکثیر شبکه‌ای» روبه‌رو هستیم؛ یعنی اثر بازنشر، بازتفسیر و بازترکیب می‌شود.

در تکثیر مکانیکی، نسخه از اصل جدا می‌شد؛ اما در تکثیر دیجیتال، اصل و نسخه در یک میدان سیال به گردش درمی‌آیند. گاهی مخاطب اصلاً نمی‌داند تصویر دیده‌شده، عکس اثر اصلی است، بازسازی دیجیتال است، نسخه دست‌کاری‌شده است یا محصول هوش مصنوعی. اثر هنری در شبکه، دیگر فقط «اثر» نیست؛ ماده خامی برای مصرف، گفت‌وگو، تقلید، طنز، آموزش، هویت‌سازی و حتی تبلیغات است. یک نقاشی کلاسیک ممکن است در یک روز، هم در صفحه یک موزه منتشر شود، هم به میم سیاسی تبدیل گردد، هم در کلاس تاریخ هنر تحلیل شود و هم روی جلد یک پلی‌لیست موسیقی قرار گیرد.

 لمس اثر 

یکی از تناقض‌های عصر دیجیتال این است که از یک‌سو هاله اثر را تخریب می‌کند، اما از سوی دیگر نوعی نزدیکی تازه می‌آفریند. مخاطب در موزه شاید فقط چند متر با تابلو فاصله داشته باشد اما حق لمس آن را ندارد؛ اما در نسخه دیجیتال بر ترک‌های رنگ، بافت بوم، امضای نقاش، لایه‌های پنهان و جزئیات چهره‌ها زوم می‌کند. این نزدیکی، تجربه‌ای تازه از دیدن ایجاد می‌کند: دیدنی تحلیلی، جزئی‌نگر و گاه وسواس‌گونه.

بااین‌حال، این نزدیکی الزاماً به معنای فهم عمیق‌تر نیست. شبکه اجتماعی اثر را در کنار غذا، خبر، تبلیغ، بدن، شوخی، خشونت و سرگرمی قرار می‌دهد. در نتیجه، نقاشی رامبرانت در همان جریانی دیده می‌شود که ویدئوی طنز، خبر جنگ یا عکس سلبریتی دیده می‌شود. اثر هنری در عصر دیجیتال، به‌جای سکوت موزه، وارد شتاب اسکرول می‌شود. مخاطب به اثر نزدیک‌تر شده، اما شاید کمتر در برابر آن مکث می‌کند.

تحول کارکرد اثر هنری

در گذشته، اثر هنری اغلب در نسبت با امر مقدس، قدرت سیاسی، منزلت طبقاتی یا حافظه تاریخی معنا می‌یافت. اما در عصر دیجیتال، کارکردهای اثر پراکنده‌تر شده است. یک اثر هم موضوع پژوهش دانشگاهی است، هم ابزار دکوراسیون، هم نشانه سلیقه شخصی، هم محتوای شبکه اجتماعی و هم بخشی از اقتصاد پلتفرمی.

وقتی نسخه دیجیتال یک نقاشی کلاسیک دانلود و چاپ می‌شود و بر دیوار خانه قرار می‌گیرد، اثر از جایگاه تاریخی خود جدا می‌شود و وارد زندگی روزمره می‌گردد. این اتفاق الزاماً منفی نیست. دیجیتالی‌ شدنِ هنر، امکان دموکراتیزه‌شدن تجربه هنری را فراهم کرده است. کسانی که هرگز امکان سفر به موزه‌های بزرگ جهان را ندارند، امروز بسیاری از آثار را با کیفیت بالا می‌بینند. اما هم‌زمان، خطر ساده‌سازی نیز وجود دارد: اثر هنری ممکن است از یک تجربه فکری و تاریخی، به تصویری زیبا برای پر کردن دیوار یا صفحه نمایش تقلیل یابد.

گسترش جهان هنر

در عصر دیجیتال، جهان هنر گسترده‌تر از پیش شده و در کنار گالری، منتقد، موزه و بازار هنر، مورد جدیدی به نام الگوریتم ظهور کرده است. دیده‌شدن اثر، بیش از گذشته به منطق پلتفرم‌ها وابسته شده است و این منطق بر تعداد لایک، بازنشر، کامنت، زمان تماشا و قابلیت وایرال‌شدن بنا شده است. این وضعیت، رابطه هنر و مخاطب را دگرگون می‌کند. هنرمند بدون واسطه‌های سنتی، مستقیم با مخاطبان جهانی ارتباط می‌گیرد؛ اما در همان حال ممکن است ناچار شود اثر خود را مطابق منطق توجه کوتاه‌مدت، تصویر جذاب، روایت فوری و مصرف سریع تنظیم کند.

به بیان دیگر، پلتفرم هم آزادی می‌آورد و هم انضباط. آزادی از آن جهت که مسیرهای تازه‌ای برای انتشار، فروش و تعامل فراهم می‌کند؛ انضباط از آن جهت که هنرمند را زیر فشار قواعد ناپیدای الگوریتمی قرار می‌دهد. هنر دیجیتال، در این معنا، فقط هنر با ابزار دیجیتال نیست؛ هنری است که در میدان قدرت پلتفرم‌ها شکل می‌گیرد.

مخاطب دیگر «فقط» تماشاگر نیست

یکی از مهم‌ترین تحولات هنر در عصر دیجیتال، تغییر جایگاه مخاطب است. این تغییر ریشه در تحولی دارد که از جریان هنر مفهومی آغاز شد؛ یعنی دیگر فقط اثرِ عینیِ نهایی به عنوان هنر محسوب نمی‌شود و فرایند تولید و تعامل با اثر نیز جزئی از هنر به حساب می‌آید. آنچه مخاطب نسبت به اثر روا می‌دارد نیز جزئی از فرایند آفرینش هنری است. مخاطب امروز فقط دریافت‌کننده اثر نیست؛ او اثر را ذخیره، ویرایش، بازنشر، تفسیر و گاهی بازآفرینی می‌کند. فرهنگ دیجیتال، مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را کم‌رنگ کرده است. کاربر با یک تصویر هنری، استیکر می‌سازد، آن را در ویدئو استفاده می‌کند، با هوش مصنوعی بازسازی‌اش می‌کند یا در قالبی تازه منتشر می‌نماید.

این وضعیت، پرسشی مهم ایجاد می‌کند: مالک اثر کیست؟ هنرمند، موزه، پلتفرم، کاربر یا الگوریتم؟ در عصر دیجیتال، مالکیت هنری به مسئله‌ای پیچیده‌تر تبدیل شده که میان حقوق مؤلف، دسترسی عمومی، اقتصاد داده و فرهنگ مشارکتی قرار دارد.

آینده هنر

هنرهای آینده احتمالاً بیش از گذشته تعاملی، ترکیبی، غوطه‌ورانه و الگوریتمی خواهند بود. هنر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، موزه را از مکانی فیزیکی به تجربه‌ای دیجیتالی تبدیل می‌کنند. مخاطب از خانه‌اش تابلو را تماشا می‌کند و در فضای درونی آن حرکت می‌کند. از طرفی هنر هوش مصنوعی امکان تولید تصویر، موسیقی، روایت و ویدئو را برای افراد بیشتری فراهم می‌سازد و مرز میان مهارت فنی و تخیل مفهومی را جابه‌جا می‌کند. دیگر آفرینشگری منحصر به نخبگان هنری و روشنفکران نیست، هر کاربری با تهیه اشتراک چند دلاری اثری تولید می‌کند. 

هنر در عصر سایبری، احتمالاً کمتر به شیء نهایی و بیشتر به تجربه، فرایند و تعامل وابسته خواهد بود. اثر هنری آینده ممکن است رخدادی باشد که میان هنرمند، مخاطب، داده، بدن، ماشین و شبکه اتفاق می‌افتد. از این منظر، عصر دیجیتال پایان هنر نیست؛ پایان انحصار نسخه یگانه است. هنر از قاب بیرون آمده، در شبکه پراکنده شده و اکنون در جست‌وجوی هاله‌ای تازه است؛ هاله‌ای برآمده از مشارکت، تجربه و حضور جمعی در جهان دیجیتال.

به‌قلم:علی طالقانی

مرگ فاصله

اثر هنری در جهان سنتی، پیش از آن‌که «دیده» شود، باید «زیارت» می‌شد. نقاشی در موزه، محراب، کاخ، گالری یا مجموعه خصوصی قرار داشت و مخاطب برای مواجهه با آن ناگزیر بود از جایی به جای دیگر برود. مکان اثر، بخشی از معنای آن بود. همین فاصله، نوعی شأن، هیبت و یگانگی به اثر می‌بخشید؛ چیزی که والتر بنیامین در مقاله مشهور خود، از آن با مفهوم «هاله» یاد می‌کند. هاله، نتیجه نسبت تاریخی، مکانی و آیینی میان اثر، زمان، مکان و مخاطب است.

عصر دیجیتال، این فاصله را فرو ریخته است. اکنون اثر هنری هم‌زمان در موزه، آرشیو آنلاین، صفحه اینستاگرام، کانال تلگرام، پینترست، سایت حراجی، تصویر زمینه موبایل و نسخه چاپی روی دیوار خانه حضور دارد. اثر، دیگر یک‌جا نیست؛ در گردش است. مخاطب نسخه کوچک آن را در شبکه اجتماعی می‌بیند، روی جزئیاتش زوم کند، تصویر باکیفیت آن را از آرشیو دیجیتال دریافت کند، بخشی از آن را در قالب استوری منتشر کند، آن را به پوستر تبدیل کند یا حتی از آن برای طراحی داخلی خانه استفاده نماید. در چنین وضعیتی، اثر هنری از شیئی کمیاب به داده‌ای قابل گردش تبدیل می‌شود.

تکثیر شبکه‌ای 

والتر بنیامین درباره عصری سخن می‌گفت که عکاسی و سینما، امکان بازتولید مکانیکی اثر هنری را فراهم کرده بودند. در آن دوران، مسئله اصلی این بود که نسخه‌های متعدد از یک اثر تولید می‌شد و اصالت نسخه یگانه دچار بحران می‌گردید؛ اما عصر دیجیتال، مرحله‌ای فراتر از تکثیر مکانیکی است. اینجا با «تکثیر شبکه‌ای» روبه‌رو هستیم؛ یعنی اثر بازنشر، بازتفسیر و بازترکیب می‌شود.

در تکثیر مکانیکی، نسخه از اصل جدا می‌شد؛ اما در تکثیر دیجیتال، اصل و نسخه در یک میدان سیال به گردش درمی‌آیند. گاهی مخاطب اصلاً نمی‌داند تصویر دیده‌شده، عکس اثر اصلی است، بازسازی دیجیتال است، نسخه دست‌کاری‌شده است یا محصول هوش مصنوعی. اثر هنری در شبکه، دیگر فقط «اثر» نیست؛ ماده خامی برای مصرف، گفت‌وگو، تقلید، طنز، آموزش، هویت‌سازی و حتی تبلیغات است. یک نقاشی کلاسیک ممکن است در یک روز، هم در صفحه یک موزه منتشر شود، هم به میم سیاسی تبدیل گردد، هم در کلاس تاریخ هنر تحلیل شود و هم روی جلد یک پلی‌لیست موسیقی قرار گیرد.

 لمس اثر 

یکی از تناقض‌های عصر دیجیتال این است که از یک‌سو هاله اثر را تخریب می‌کند، اما از سوی دیگر نوعی نزدیکی تازه می‌آفریند. مخاطب در موزه شاید فقط چند متر با تابلو فاصله داشته باشد اما حق لمس آن را ندارد؛ اما در نسخه دیجیتال بر ترک‌های رنگ، بافت بوم، امضای نقاش، لایه‌های پنهان و جزئیات چهره‌ها زوم می‌کند. این نزدیکی، تجربه‌ای تازه از دیدن ایجاد می‌کند: دیدنی تحلیلی، جزئی‌نگر و گاه وسواس‌گونه.

بااین‌حال، این نزدیکی الزاماً به معنای فهم عمیق‌تر نیست. شبکه اجتماعی اثر را در کنار غذا، خبر، تبلیغ، بدن، شوخی، خشونت و سرگرمی قرار می‌دهد. در نتیجه، نقاشی رامبرانت در همان جریانی دیده می‌شود که ویدئوی طنز، خبر جنگ یا عکس سلبریتی دیده می‌شود. اثر هنری در عصر دیجیتال، به‌جای سکوت موزه، وارد شتاب اسکرول می‌شود. مخاطب به اثر نزدیک‌تر شده، اما شاید کمتر در برابر آن مکث می‌کند.

تحول کارکرد اثر هنری

در گذشته، اثر هنری اغلب در نسبت با امر مقدس، قدرت سیاسی، منزلت طبقاتی یا حافظه تاریخی معنا می‌یافت. اما در عصر دیجیتال، کارکردهای اثر پراکنده‌تر شده است. یک اثر هم موضوع پژوهش دانشگاهی است، هم ابزار دکوراسیون، هم نشانه سلیقه شخصی، هم محتوای شبکه اجتماعی و هم بخشی از اقتصاد پلتفرمی.

وقتی نسخه دیجیتال یک نقاشی کلاسیک دانلود و چاپ می‌شود و بر دیوار خانه قرار می‌گیرد، اثر از جایگاه تاریخی خود جدا می‌شود و وارد زندگی روزمره می‌گردد. این اتفاق الزاماً منفی نیست. دیجیتالی‌ شدنِ هنر، امکان دموکراتیزه‌شدن تجربه هنری را فراهم کرده است. کسانی که هرگز امکان سفر به موزه‌های بزرگ جهان را ندارند، امروز بسیاری از آثار را با کیفیت بالا می‌بینند. اما هم‌زمان، خطر ساده‌سازی نیز وجود دارد: اثر هنری ممکن است از یک تجربه فکری و تاریخی، به تصویری زیبا برای پر کردن دیوار یا صفحه نمایش تقلیل یابد.

گسترش جهان هنر

در عصر دیجیتال، جهان هنر گسترده‌تر از پیش شده و در کنار گالری، منتقد، موزه و بازار هنر، مورد جدیدی به نام الگوریتم ظهور کرده است. دیده‌شدن اثر، بیش از گذشته به منطق پلتفرم‌ها وابسته شده است و این منطق بر تعداد لایک، بازنشر، کامنت، زمان تماشا و قابلیت وایرال‌شدن بنا شده است. این وضعیت، رابطه هنر و مخاطب را دگرگون می‌کند. هنرمند بدون واسطه‌های سنتی، مستقیم با مخاطبان جهانی ارتباط می‌گیرد؛ اما در همان حال ممکن است ناچار شود اثر خود را مطابق منطق توجه کوتاه‌مدت، تصویر جذاب، روایت فوری و مصرف سریع تنظیم کند.

به بیان دیگر، پلتفرم هم آزادی می‌آورد و هم انضباط. آزادی از آن جهت که مسیرهای تازه‌ای برای انتشار، فروش و تعامل فراهم می‌کند؛ انضباط از آن جهت که هنرمند را زیر فشار قواعد ناپیدای الگوریتمی قرار می‌دهد. هنر دیجیتال، در این معنا، فقط هنر با ابزار دیجیتال نیست؛ هنری است که در میدان قدرت پلتفرم‌ها شکل می‌گیرد.

مخاطب دیگر «فقط» تماشاگر نیست

یکی از مهم‌ترین تحولات هنر در عصر دیجیتال، تغییر جایگاه مخاطب است. این تغییر ریشه در تحولی دارد که از جریان هنر مفهومی آغاز شد؛ یعنی دیگر فقط اثرِ عینیِ نهایی به عنوان هنر محسوب نمی‌شود و فرایند تولید و تعامل با اثر نیز جزئی از هنر به حساب می‌آید. آنچه مخاطب نسبت به اثر روا می‌دارد نیز جزئی از فرایند آفرینش هنری است. مخاطب امروز فقط دریافت‌کننده اثر نیست؛ او اثر را ذخیره، ویرایش، بازنشر، تفسیر و گاهی بازآفرینی می‌کند. فرهنگ دیجیتال، مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را کم‌رنگ کرده است. کاربر با یک تصویر هنری، استیکر می‌سازد، آن را در ویدئو استفاده می‌کند، با هوش مصنوعی بازسازی‌اش می‌کند یا در قالبی تازه منتشر می‌نماید.

این وضعیت، پرسشی مهم ایجاد می‌کند: مالک اثر کیست؟ هنرمند، موزه، پلتفرم، کاربر یا الگوریتم؟ در عصر دیجیتال، مالکیت هنری به مسئله‌ای پیچیده‌تر تبدیل شده که میان حقوق مؤلف، دسترسی عمومی، اقتصاد داده و فرهنگ مشارکتی قرار دارد.

آینده هنر

هنرهای آینده احتمالاً بیش از گذشته تعاملی، ترکیبی، غوطه‌ورانه و الگوریتمی خواهند بود. هنر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، موزه را از مکانی فیزیکی به تجربه‌ای دیجیتالی تبدیل می‌کنند. مخاطب از خانه‌اش تابلو را تماشا می‌کند و در فضای درونی آن حرکت می‌کند. از طرفی هنر هوش مصنوعی امکان تولید تصویر، موسیقی، روایت و ویدئو را برای افراد بیشتری فراهم می‌سازد و مرز میان مهارت فنی و تخیل مفهومی را جابه‌جا می‌کند. دیگر آفرینشگری منحصر به نخبگان هنری و روشنفکران نیست، هر کاربری با تهیه اشتراک چند دلاری اثری تولید می‌کند.

هنر در عصر سایبری، احتمالاً کمتر به شیء نهایی و بیشتر به تجربه، فرایند و تعامل وابسته خواهد بود. اثر هنری آینده ممکن است رخدادی باشد که میان هنرمند، مخاطب، داده، بدن، ماشین و شبکه اتفاق می‌افتد. از این منظر، عصر دیجیتال پایان هنر نیست؛ پایان انحصار نسخه یگانه است. هنر از قاب بیرون آمده، در شبکه پراکنده شده و اکنون در جست‌وجوی هاله‌ای تازه است؛ هاله‌ای برآمده از مشارکت، تجربه و حضور جمعی در جهان دیجیتال.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا