۱۱ سپتامبر و هواپیمایی که به قلب دنیای وب برخورد کرد
دوهواپیما به برج های دوقلو، یکی به پنتاگون و البته یکی دیگر نیز به قلب دنیای سایبر برخورد کردند. برخلاف بقیه، روایت هواپیمای آخر مسکوت مانده است. بنابراین می توان به عقب بازگشت و این سوال را پرسید: ۱۱ سپتامبر با دنیای اینترنت چه کرد و چه تاثیرات عمیق و بلند مدتی بر آن نهاد؟ در پاسخ به این سوال میتوان گفت دو تغییر عمده بود اول اینکه حضور سازمان امنیتی و نظامی بالای سر زیرساخت ها و ارائه دهندگان سرویس اینترنت روز به روز آشکار تر شد و دوم اینکه روایتهای شخصی جای تلوزیون را گرفت یا دست کم به سمت آن حرکت کرد.
بهقلم:سید محمد یحیی هاشمی
یکی از مهمترین اتفاقاتی که رسانه های جهان هر سال بر روی آن تمرکز دارند و کماکان برد رسانه ای موثری دارد، ماجرای ۱۱ سپتامبر است. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از حیث سیاسی و اجتماعی تاریخ نمادینی است که پیش و پس از خود را به دو بازه کاملا متفاوت تقسیم کرد. هر چند گفتمان تهاجمی دولت آمریکا در قبال کشورهای جهان از همان جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، اما شروع هزاره جدید نیز معنا و اهمیت مستقلی داشت. همزمان با آغاز هزاره، اینترنت تقریبا به پدیده ای همه گیر تبدیل شده بود و نظریه پردازان شیفته آمریکا از پیروزی قریب الوقوع اردوگاه لیبرالیسم جهانی صحبت می کردند. با این حال چندین و چند عامل مختلف و در راس همه آنها حادثه ۱۱ سپتامبر تصورات عمومی را در مورد بسیاری از مسائل تغییر داد. پس از این حادثه، گفتمان مبارزه با تروریسم جای خالی گفتمان مبارزه با کمونیسم (که از زمان سقوط شوروی جایش خالی شده بود) را گرفت. به همین جهت اغلب تصور می شود که حوزه سیاست بیشترین تاثیر را از این واقعه داشته است. هر چند این ادعا به واقعیت نزدیک است؛ اما تمام ماجرا نیست!
هواپیمای سوم: وقتی ۱۱ سپتامبر اولین بحران عصر اینترنت شد
می توان گفت همزمان با برخورد دو هواپیمای ربوده شده به برج های دو قلو، هواپیمای دیگری نیز به مرکز و قلب تپنده دنیای سایبر حمله کرد. اینترنت که در دهه نود میلادی به عنوان یک فضای جایگزین و فارغ از محدودیت ها و قید و بندهای زندگی اجتماعی معرفی می شد، حالا در متن مهم ترین خبر سالهای آغازین قرن بیستم قرار گرفته بود. ۱۱ سپتامبر اولین بحران عصر وب بود و از این جهت اهمیت بسیار زیادی داشت. با این حال تمام بار ماجرا بر روی دوش اینترنت نبود. نقش اصلی ماجرا را کماکان تلوزیون ایفا می کرد و اینترنت نقشی فرعی و مکمل داشت. اما این به معنای آن نبود که حادثه ۱۱ سپتامبر یک رخداد عادی در نسبت با اینترنت محسوب شود. هر چند نگاه های بدبینانه نسبت به توسعه اینترنت و حاکمیت غول های حوزه فناوری ارتباطات بر آن روز به روز رشد می کردند، اما هیچ کدام نتوانستند به اندازه این حادثه مسیر اینترنت را تغییر دهند.
و حالا وسواس، ترس و تروریسم در دنیای سایبر
مهمترین تغییر در دنیای وب تحت تاثیر وسواسی بود که پس از ۱۱ سپتامبر به وجود آمد. این وسواس که نمونه عینی و سیاسی آن نرمال سازی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود، تمام ساحت ها و مرزهای تبلیغی و فرهنگی و ارتباطی دنیای غرب را تحت تاثیر قرار داد. حساسیت به «تروریسم» و «اقدامات تروریستی» در قلب این وسواس قرار گرفته بود. ظهور عباراتی مانند Electronic Pearl Harbour که یادآور حمله ارتش ژاپن به پایگاه دریایی آمریکا در جنگ جهانی دوم است نمونه ای همین اتمسفر است. به همین ترتیب، هکرها که پیش از این نقش منفی داستان اینترنت را به عهده داشتند، حالا جای خودشان را به تروریست هایی می دادند که از ابزار هک برای پیشبرد فعالیت های خرابکارانه خود استفاده می کردند. بنابراین حضور سازمان امنیتی و نظامی بالای سر زیرساخت ها و ارائه دهندگان سرویس اینترنت روز به روز آشکار تر شد. این در حالی بود که پس از اعتراضات سالهای پایانی دهه شصت میلادی به همکاری مراکز علمی با سرویس های امنیتی و نظامی، حضور آنها در طول دو دهه شکل پنهان تری به خود گرفته بود.
شکست نسبی انحصار تلویزیون و ظهور روایتهای شخصی کاربران
تاثیر حادثه ۱۱ سپتامبر بر دنیای وب تنها به حضور پررنگ گفتمان و نیروی های امنیتی محدود نمی شود. ۱۱ سپتامبر اولین اتفاقی بود که پس از شکستن تقریبی انحصار تلوزیون رخ می داد. هر چند ارائه و انتشار تصاویر این حمله کماکان به شکل پررنگی بر عهده تلوزیون ها بود، اما اینترنت امکان کنشگری مجازی بسیاری از کاربران را می داد. پدیده هایی مانند ایمیل، وب سایت ها، انجمن های گفتگو این امکان را می داد که کاربران در قبال تصاویر دریافتی بتوانند نظرات، احساسات و روایت های خودشان را نیز منتشر کنند. از این جهت هر چند تلوزیون تصویر مشترک و اسطوره ای شده از این حادثه را تولید کرد، اما این اینترنت بود که توانست فضا را برای ارائه روایت های شخصی درباره آن تصویر فراهم کند.
محتوای کاربران بهعنوان ماده خام حافظه وب و محدودیتهای آن
از این جهت، روایت ها و واکنش ها و به طور کلی محتوای تولید شده کاربران در مورد ۱۱ سپتامبر، یکی از قدیمی ترین نمونه های کنشگری سایبری که تکه هایی از حافظه کلی دنیای اینترنت را می سازد. تجمیع حجم قابل توجهی از عکس ها و فیلم ها و روایت های متنی، در حکم بایگانی بسیار مهمی است که حافظه وب را تشکیل می دهد. در این میان هر چند تصور می شود که سیستم های ذخیره سازی اطلاعات توانسته اند محدودیت های حافظه انسانی را دور بزنند، با این حال محدودیت هایی مثل منقضی شدن لینک ها، خاموش شدن برخی سرورها، پاک شدن اطلاعات و… (که به شکل عمدی یا غیرعمدی اتفاق می افتند) موضوعاتی هستند که نمی گذارند اسطوره «حافظه وب» به طور کامل حاکم شود.
چرا ۱۱ سپتامبر هنوز ارزش رسانه ای دارد؟
تلاش رسانه های مختلف خبری و اجتماعی دنیای غرب در حفظ اهمیت واقعه ۱۱ سپتامبر را می توان در همین چارچوب تحلیل کرد. با وجود گذشت سالها از این حادثه، کماکان از دهه اول ماه سپتامبر میلادی می توان محتواهایی حول این موضوع را در رسانه های مختلف مشاهده کرد. گستره این محتواها تنها به پیام های تولید شده به زبان انگلیسی محدود نیست. به عنوان نمونه بی بی سی فارسی در مطلبی با عنوان «روایت زنی که به هواپیماربایان ۱۱ سپتامبر خانه اجاره داد» تلاش می کند تا ارزش خبری و به دنبال آن ارزش نمادین این حادثه را برای مخاطب خود حفظ کند. بنابراین سیاست های رسانه ای در قبال حادثه ۱۱ سپتامبر تنها یک روایت یا بازخوانی خبری نیست، بلکه نقش مهمی در تثبیت و پیشبرد روایت تمدن غرب در دنیای امروز دارد. می توان گفت اگر ماجرای هلوکاست و کشتار یهودیان در طول چند دهه پایه روایی و توجیه گر بسیاری از سیاست های تجاوزکارانه غرب بود، در حال حاضر ۱۱ سپتامبر نیز به لحاظ ارزش روایی چنین جایگاهی دارد.
روایت ۱۱ سپتامبر، ستون روایت تمدن غرب امروز
درس مهمی که می توان از بازنمایی پیام ها و محتواهای اینترنتی در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر گرفت این است که انتشار اخبار و پیام های رسانه ای را نمی توان به سوگیری ها و علایق شخصی در یک محیط دموکراتیک نسبت داد. علاوه بر آنکه قدرت های سیاسی و امنیتی نقش مهمی در شکل دهی به جریان های موجود در دنیای اینترنت دارند، انتشار این پیام ها وجه فرهنگی و تمدنی بسیار مهمی نیز دارند. به بیان دیگر وجود اهمیت رسانه ای حادثه ۱۱ سپتامبر تنها محدود به فشارها و تمایلات نهادی نیست بلکه ضرورتی مهم برای حفظ روایت کلان تمدن غرب در دنیای امروز است. این مسئله بیش از هر چیز باطل کننده افسون نجواهایی است که تلاش دارند پدیده اینترنت را به عنوان فضایی بی طرف به کشورهای خارج از بلوک غرب معرفی کنند.




