نقد فیلم های سایبرپانک

نقد، بررسی و تحلیل فیلم Tron: Ares

در Tron: Ares جهانِ دیجیتال دیگر پشتِ شیشه نمی‌ماند؛ از قاب بیرون می‌زند و در برابر ما می‌ایستد، با بدنی که هنوز یاد نگرفته وزنِ واقعیت را تحمل کند. فیلم پرسشی قدیمی را در لباسی تازه تکرار می‌کند: وقتی مرز میان انسان و برنامه پاک شود، تکلیف اخلاق، آزادی و مالکیت چه خواهد شد؟ Ares نه دشمن است و نه ناجی؛ انعکاس آینده‌ای است که آرام و بی‌صدا نزدیک شده؛ آینده‌ای که در آن شرکت‌های فناوری نه‌فقط ابزار، که موجوداتِ زنده می‌آفرینند. زیبایی نئونی فیلم دیگر کافی نیست؛ آنچه ما را درگیر می‌کند لرزشِ موجودی است که می‌خواهد از تعریف عبور کند و به حق برسد. ترون این‌بار درباره‌ی نبرد خیر و شر نیست؛ درباره‌ی لحظه‌ای است که داده بخواهد انسان شود و انسان، ناگهان خود را در حاشیه ببیند. داستان همین است: آینده رسیده، فقط شکلش را هنوز نمی‌شناسیم.

به‌قلم:محمد حسین افشاری 

سینمای علمی/تخیلی همیشه از آینده حرف می‌زند، اما در عمل دغدغه‌اش حال است؛ و Tron: Ares نیز از همین جنس است: فیلمی که وانمود می‌کند به جهان فردا نگاه می‌کند، اما آینه‌ای است رو‌به‌روی وضعیت پریشان امروز. جهانِ Grid بعد از سال‌ها سکوت دوباره احضار شده، اما این بار نه برای بلعیدن انسان، بلکه برای زاده‌شدن در خاک سرد و زمخت واقعیت.

ترونِ جدید می‌خواهد بر شانه‌ی افسانه‌ی قدیمی بایستد، ولی اغلب زیر وزنِ نوستالژی خم می‌شود. فیلم، فرمِ آشنا را نگه می‌دارد: خطوط نئونی، تقابل قدرت، و اضطراب تکنولوژی؛ اما جوهره‌ی اصلی‌اش جابه‌جا شده است. این بار مسئله، ورود انسان به دنیای دیجیتال نیست؛ مسئله ورود داده به تنِ انسان است. نوستالژی همیشه نور دارد، اما گرمایش کم است.

طلوع موجودی که نه کاملاً انسان است و نه کاملاً عدد

قهرمان فیلم نه یک انسانِ سردرگم، که یک برنامه است؛ موجودی محاسباتی با وسوسه‌ی فهمیدن جهان واقعی. این تغییر کوچک نیست؛ برعکس، چرخشی است در ژانر سایبرپانک: از فرار ((انسان به ماشین)) به ((هجوم ماشین به انسان)). Ares در نخستین حضورش نه تهدید است و نه معجزه؛ بیشتر شبیه کودکی است که بی‌آنکه بداند، قرار است میان دو دنیا قربانی شود.

فیلم با او همچون یک ((دیگریِ تشریح‌نشده)) رفتار می‌کند. نه او را صاحب احساسات کامل نشان می‌دهد، نه او را از جهان انسانی منفصل می‌سازد. او در مرز قدم می‌زند؛ مرزی که دنیای دیجیتال دیگر یک فضا نیست، یک حالتِ وجودی است. این‌جا فیلم پرسشی را مطرح می‌کند که برای مخاطب قرن بیست‌ویکم آشناست: اگر روزی یک برنامه بتواند در دنیای واقعی راه برود، در میان آدم‌ها بنشیند، و شاید حتی عاشق شود، تکلیف ما با مرزهای اخلاقی چیست؟ آیا چنین موجودی حق دارد؟ یا فقط تعریف دارد؟

انتقال امر دیجیتال به جسم واقعی

هسته‌ی درام فیلم حول پروژه‌ای می‌چرخد که حتماً باید بر آن مکث کرد: تلاش یک شرکت تکنولوژیک برای آوردن موجودات دیجیتال به جهان فیزیکی. این همان نقطه‌ای است که Tron: Ares از یک اکشن سرگرم‌کننده فاصله می‌گیرد و به بحثی فلسفی نزدیک می‌شود: آیا دیجیتال ظرفیت جسمانی‌شدن دارد؟ فیلم پاسخ خود را با صحنه‌های پرزرق‌وبرق می‌دهد: ماشین‌هایی که نور را می‌بلعند، چاپگرهایی که به‌جای پلاستیک و فلز، وجود می‌سازند، و داده‌هایی که به شکل اندام‌ها متراکم می‌شوند. اما در لایه‌ی زیرین، مسئله کاملاً جدی است. در یک صحنه‌ی برجسته، Ares هنگام برخورد با مواد فیزیکی، گیج می‌شود؛ بدنش می‌لرزد، داده‌ها در هم می‌پیچند، و درست همان‌جا فیلم نشان می‌دهد: ورود به واقعیت، همیشه با درد همراه است هر عبور از جهان داده به جهان گوشت، زخمی به‌جا می‌گذارد.

سیاست بدن دیجیتال

یکی از لایه‌های مهم فیلم، نقد ساختارهای قدرت تکنولوژیک است. شرکت‌ها در Tron: Ares صرفاً سازنده نیستند؛ مالک هستند. آن‌ها نه فقط Grid را کنترل می‌کنند، بلکه موجوداتش را نیز در اختیار دارند. مسئله وقتی جدی‌تر می‌شود که Ares خودآگاه می‌شود و فیلم آهسته از مرز سرگرمی عبور کرده و وارد مباحث اخلاق فناوری می‌شود: اگر یک برنامه در دنیای واقعی زاده شود، چه کسی بر آن حق دارد؟ سازنده؟ دولت؟ یا خودش؟ این پرسش، در جهانی که مدل‌های هوش مصنوعی فعلی به‌طور فزاینده‌ای رفتارهای پدیدارشونده نشان می‌دهند، اصلاً دور از ذهن نیست. فرض کنید شرکت X یک مدل خلق کند که تصمیمی مستقل و غیرقابل پیش‌بینی بگیرد؛ آیا خطای او برعهده‌ی سازنده است یا خود مدل؟

Tron این مسئله را با شکل ادبی‌تری مطرح می‌کند: اگر موجود دیجیتال از قاب خارج شود و در میان آدم‌ها قدم بزند، آیا همچنان محصول است یا موجود؟

نئون‌هایی که دیگر کافی نیستند

فیلم از نظر بصری همان‌قدر باشکوه است که انتظار داریم. خطوط نئونیِ آبی، فضاهای براق، دوچرخه‌های نورانی، و معماری مینیمالِ دیجیتال؛ همه سر جای‌شان هستند. اما مشکل اینجاست: این زیبایی دیگر شگفت‌زده‌مان نمی‌کند. نئونی که در نسخه‌ی ۱۹۸۲ انقلابی بود، امروز بخشی از فرهنگ بصری ما شده: از رابط کاربری گوشی گرفته تا ویدئوهای تبلیغاتی. در نتیجه، Tron: Ares مجبور می‌شود به‌جای تکیه بر جلوه‌ها، محتوا را جدی‌تر بگیرد. در کل باید گفت: آینده‌ای که معمولی شود، دیگر آینده نیست.

انسان‌هایِ در حاشیه

در نسخه‌های قبلی، انسان‌ها مرکز روایت بودند. اما در Ares، انسان‌ها بیشتر نقش زمینه دارند؛ سایه‌وار، نیمه‌جان، نگران. این جابه‌جایی، بازتابی است از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم: جایی که برنامه‌ها بیش از آدم‌ها تصمیم می‌گیرند، الگوریتم‌ها بیش از مدیران حقوق می‌گیرند، و داده‌ها بیش از انسان‌ها ارزش دارند. فیلم نشان می‌دهد سیطره‌ی فناوری چگونه انسان را از مرکزیت کنار می‌زند. در چند صحنه، انسان‌ها به‌جای کنش، واکنش نشان می‌دهند؛ گویی گام بعدی را Ares مشخص می‌کند و آن‌ها فقط باید هماهنگ شوند. برای مثال: شبکه‌های اجتماعی ابتدا ابزار انسان بودند؛ امروز انسان ابزار الگوریتم است.

تلاطم میان دوگانه‌ی آزادی و کنترل

Tron همیشه درباره‌ی آزادی بوده؛ از همان فیلم اول. اما در Ares آزادی دیگر یک شعار قهرمانانه نیست؛ یک مسئله‌ی فلسفی و حقوقی است. Ares می‌خواهد آزاد باشد، اما از چه؟ از برنامه‌بودن؟ از مدیریت شرکتی؟ از وابستگی به خالق؟

فیلم نشان می‌دهد آزادی موجود دیجیتال همیشه با آسیب‌پذیری همراه است. هرچه از کنترل بیرون بیاید، بیشتر در معرض نابودی قرار می‌گیرد. این همان پارادوکس دنیای امروز ماست: هرچه از چارچوب‌های دیجیتال آزادتر شویم، امنیت‌مان کمتر می‌شود؛ و هرچه بیشتر به آن‌ها وابسته شویم، آزادی‌مان تقلیل می‌یابد. کاربری که حساب‌های دیجیتال خود را حذف می‌کند تا آزاد شود، اما ناگهان می‌فهمد که در دنیای واقعی بسیاری از خدمات بدون هویت دیجیتال عملاً غیرممکن است.

در نهایت

Tron: Ares فیلم بی‌نقصی نیست؛ گاهی بیش از حد به جلوه‌ها تکیه می‌کند، گاهی مفاهیم را سطحی رها می‌کند، و گاهی زیر بار پیام‌های اخلاقی‌اش خم می‌شود. اما چیزی دارد که بسیاری از فیلم‌های علمی/تخیلی جدید ندارند: جرأت فکر کردن. جرأت پرسیدن سؤالاتی که نه‌فقط درباره آینده، که درباره اکنون‌اند: آیا داده می‌تواند بدن پیدا کند؟ آیا تکنولوژی می‌تواند اخلاقی باشد؟ آیا انسان می‌تواند مرکزیت خود را حفظ کند؟ و مهم‌تر از همه: آیا ما آماده‌ایم جهان دیجیتال را نه‌فقط در صفحه، که در خیابان‌ها ببینیم؟

آینده از راه نرسیده؛ مدت‌هاست رسیده، فقط شکلش را عوض کرده

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا