فرهنگ سایبری

ماجرای گوگل و چین

چین و گوگل از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ با هم همکاری داشتند چون اگر کاربر چینی جست و جو می‌کرد «استقلال تایوان» با ارورهای گوگل مواجه می‌شد/ اما سال ۲۰۰۹ گوگل متوجه شد که چند هکر قصد داشته‌اند به حساب جیمیل فعالین حقوق بشری چینی دسترسی داشته باشند؛ و خیلی منطقی مشخص شد که کار دولت چین است/ گوگل بیانیه داد که دیگر با دولت چین در سانسور همکاری نخواهد کرد و چین هم کوتاه نیامد. گوگل خدمات‌دهی در چین را متوقف کرد و دولت چین هم عرصه را برای رقبای داخلی گوگل مثل  «بایدو» (Baidu) باز کرد/ گوگل برای همیشه از چین رفت و دولت چین هم به عنوان سانسورگر شناخته شد. اما این ماجرا ثابت کرد که اینترنت برخلاف تصور اولیه، یک دهکده جهانی واحد نیست، بلکه دولت‌ها کماکان قدرتمندترین نیروها در عرصه جهانی هستند هر چند شرکتی بزرگ مانند گوگل مقابل‌شان باشد.

داستان رویارویی گوگل و چین، یکی از نمادین‌ترین نبردهای عصر سایبر بود. برای درک عمق این ماجرا، باید به سال ۲۰۰۶ بازگردیم؛ روزگاری که گوگل در اوج قدرت بود و جهان را با خوش‌بینی تکنولوژیک نگاه می‌کرد.

در آن سال، مدیران گوگل با یک دوراهی اخلاقی روبرو شدند: نادیده گرفتن بازار میلیاردی چین یا تن دادن به قوانین سخت‌گیرانه پکن. آن‌ها گزینه دوم را انتخاب کردند و نسخه چینی گوگل (Google.cn) متولد شد. اما این تولد، بهای سنگینی داشت. گوگل پذیرفت که نتایج جست‌وجو را فیلتر کند. برای مثال، اگر کسی درباره «کشتار تیان آن من» یا استقلال تایوان جست‌وجو می‌کرد، به جای اخبار واقعی، با بیانیه‌های رسمی دولت چین یا پیوند‌های مرده روبرو می‌شد. این همکاری، باعث شد تا در غرب، گوگل را به «همکاری با سرکوب» متهم کنند، اما پاسخ گوگل این بود: « یک گوگلِ نیم‌بند هم برای مردم چین بهتر از نبودن آن است.»

اما ورق در اواخر سال ۲۰۰۹ برگشت. مهندسان امنیتی گوگل در کالیفرنیا متوجه نفوذی بسیار پیچیده به زیرساخت‌های خود شدند. این یک هک معمولی توسط چند نوجوان نبود؛ ردپای یک عملیات دولتی دیده می‌شد که بعداً به «عملیات آورورا» شهرت یافت. هدف هکرها دو چیز بود: اول، سرقت مالکیت معنوی و کدهای منبع گوگل؛ و دوم، که از نظر اخلاقی برای گوگل گران تمام شد، دسترسی به حساب‌های جیمیل فعالان حقوق بشر چینی در سراسر جهان.

این نفوذ، شوک بزرگی به بدنه گوگل وارد کرد. سرگئی برین، از بنیان‌گذاران گوگل، که دوران کودکی خود را در سایه استبداد شوروی گذرانده بود، این اقدام پکن را یک خیانت شخصی و ابزاری برای سرکوب سیستماتیک قلمداد کرد. او معتقد بود گوگل نباید به پیاده‌نظام یک سیستم نظارتی تبدیل شود. در ژانویه ۲۰۱۰، گوگل در اقدامی بی‌سابقه سکوت خود را شکست و در وبلاگ رسمی‌اش اعلام کرد که دیگر حاضر به سانسور نتایج در چین نیست و اگر لازم باشد، کل فعالیت‌هایش را در این کشور متوقف می‌کند.

پکن که انتظار چنین ایستادگی علنی و «توهین‌آمیزی» را نداشت، عقب‌نشینی نکرد. مقامات چینی اعلام کردند که تمام شرکت‌های خارجی باید از قوانین ملی پیروی کنند. مذاکرات پشت پرده به بن‌بست رسید. در مارس ۲۰۱۰، گوگل عملاً موتور جست‌وجوی خود را در چین خاموش کرد و کاربران را به سایت بدون سانسور خود در هنگ‌کنگ ارجاع داد. دولت چین نیز در پاسخ، «دیوار آتش بزرگ» (The Great Firewall) خود را ضخیم‌تر کرد و دسترسی به تمام خدمات گوگل از داخل خاک اصلی چین مسدود شد.

خروج گوگل، بزرگ‌ترین هدیه به رقیب محلی یعنی شرکت «بایدو» (Baidu) بود که توانست بدون رقیب، بازار جست‌وجوی چین را قبضه کند. اما قصه در اینجا تمام نشد. حدود هشت سال بعد، در سال ۲۰۱۸، فاش شد که گوگل زیر پوسته ظاهری خود، در حال کار روی پروژه‌ای محرمانه به نام «دراگون‌فلای» (Dragonfly) است. هدف این پروژه، طراحی یک موتور جست‌وجوی جدید برای چین بود که دوباره سانسور را می‌پذیرفت و حتی شماره تلفن کاربران را به تاریخچه جست‌وجوی آن‌ها متصل می‌کرد تا دولت بتواند افراد را ردیابی کند.

وقتی خبر دراگون‌فلای توسط رسانه‌ها فاش شد، شورشی درون خودِ گوگل شکل گرفت. هزاران کارمند گوگل نامه‌ای اعتراضی امضا کردند و معتقد بودند این پروژه با ارزش‌های انسانی شرکت در تضاد است. فشارها به قدری زیاد شد که گوگل در نهایت مجبور شد این پروژه را به کل بایگانی کند.

امروز، نتیجه این نبرد طولانی، یک دنیای دیجیتالِ دوپاره است. چین اکوسیستم کاملاً مستقل خود را ساخته (وی‌چت، بایدو، علی‌بابا) و گوگل به نمادی از شرکتی تبدیل شده که میان «سود اقتصادی» و «اصول اخلاقی» مدام در نوسان است. این ماجرا ثابت کرد که اینترنت برخلاف تصور اولیه، یک دهکده جهانی واحد نیست، بلکه مرزهای سیاسی می‌توانند حتی قدرتمندترین الگوریتم‌ها را هم پشت دیوارها متوقف کنند؛ دولت‌ها کماکان قدرتمندترین نیروها در عرصه جهانی هستند هر چند شرکتی بزرگ مانند گوگل مقابل‌شان باشد.

در همه تاریخ بشر ما با جنگ‌هایی آشنایی بیشتری داریم که یک طرف به طور کامل بر دیگری غلبه کرده است اما بسیاری از جنگ‌ها نیز پیروز نهایی نداشته است و ما به همین دلیل چندان از آن آگاه نیستیم. نبرد گوگل و چین یکی از این نمونه‌هاست. این جنگ اما برای همه درس‌هایی داشت:
گوگل: بازاری به ارزش ده‌ها میلیارد دلار را از دست داد. بایدو تبدیل به غول بی‌رقیب جستجوی چین شد و شرکت‌هایی مانند علی‌بابا و تنسنت ظهور کردند. گوگل به نماد مقاومت در برابر سانسور تبدیل شد، اما هزینه گزافی پرداخت.

چین: نشان داد که در عصر دیجیتال نیز حاضر نیست بر سر اصول حاکمیتی خود کوتاه بیاید. اینترنت با «فایروال بزرگ» به فضایی کاملاً نظارتی تبدیل شد که در آن شرکت‌های داخلی تحت نظارت شدید، رشد خارق‌العاده‌ای کردند.

جهان: این ماجرا خط کشی روشنی در عرصه فناوری ایجاد کرد. از یک سو، مدل ادعایی آمریکای «اینترنت باز و آزاد» و از سوی دیگر، مدل چینی «اینترنت حاکمیتی و کنترل‌شده». نبردی که امروز در قالب جنگ فناوری، جنگ تیک‌تاک و بحث‌های حاکمیت داده ادامه دارد

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا