فرهنگ سایبری

بحران زمان عمودی در تمدن سایبری

تمدن سایبری، زمان را از حالت افقی و جاری، به حالتی عمودی و انباشته تبدیل کرده است. در این تمدن، ما با پدیده‌ی انباشت اکنون روبرو هستیم. پلتفرم‌ها و شبکه‌ها، فاصله‌ی بین رخداد و درکِ رخداد را از بین برده‌اند. همه‌چیز در یک فیدِ زنده و در یک لحظه‌ی همیشگی اتفاق می‌افتد.در این فضا، خبرِ یک فاجعه‌ی تاریخی، یک تحلیلِ آینده‌نگرانه و یک روزمرگیِ ساده، همگی در یک سطح و در یک زمانِ واحد به ما عرضه می‌شوند.

تبدیل زمان خطی به زمان عمودی

بحرانِ بزرگِ تمدنِ سایبری بحرانِ «زمان» است. برای هزاران سال، ادراکِ بشر از جهان بر پایه‌ی یک توالیِ منطقی استوار بود: گذشته‌ای که پشتِ سر گذاشته شده، حالی که در آن زیست می‌شود و آینده‌ای که در پیشِ روست؛ یک تصویر خطی و روشن. این تثلیثِ زمانی به انسان اجازه می‌داد تا برای زندگی‌اش «روایت» بسازد. روایت، یعنی پیوند دادنِ حوادث به یکدیگر در بسترِ زمان. اما تمدنِ سایبری، این رودخانه‌ی جاریِ زمان را به یک گردابِ سهمگین تبدیل کرده است و زمان به جای تقسیم میان گذشته و حال و آینده تماما در لحظه اکنون متوقف است. انباشت بی‌مهابای داده در لحظه اکنون رخ می‌دهد. زمان به جای افقی بودن عمودی می‌شود چون همه چیزِ اکنون فربه و فربه‌تر شده است. بنابراین ما امروز در وضعیتی زندگی می‌کنیم که می‌توان آن را «زمانِ انباشته» نامید. در این وضعیت، گذشته و آینده دیگر دو قطبِ متمایز نیستند، بلکه همگی در یک «اکنونِ ابدی» ذوب شده‌اند. شبکه، فاصله‌ی فیزیکی و زمانیِ بین رخدادها را از بین برده است. وقتی همه‌چیز در یک صفحه نمایش ظاهر می‌شود، دیگر فرقی نمی‌کند که یک واقعه هزار سال پیش رخ داده یا همین حالا؛ همه‌چیز با یک ضریبِ اهمیت و در یک زمانِ واحد به ذهنِ ما می‌آید واقعه‌ای در گذشته بلافاصله با تصویرسازی از آینده در صفحه نمایش جایگزین می‌شود؛ در این فضا، خبرِ یک فاجعه‌ی تاریخی، یک تحلیلِ آینده‌نگرانه و یک روزمرگیِ ساده، همگی در یک سطح و در یک زمانِ واحد (همین حالا) به ما عرضه می‌شوند.

فروپاشیِ روایتِ تاریخی در زیرِ آوارِ داده‌ها

فرایند «فهم»ِ انسانی نیازمند «درنگ» است؛ همچنین نیازمند فاصله گرفتن از واقعه، سنجیدنِ پیامدهای آن و قرار دادنِ آن در یک سلسله‌مراتبِ معنایی است. اما در تمدنِ سایبری، فرصتی برای هضم وجود ندارد. داده‌ها با سرعتی بیشتر از قدرتِ پردازشِ ما تولید و انباشته می‌شوند. در این تمدن، گذشته به جای اینکه منبعِ هویت باشد، به «دیتای انبارشده» تقلیل یافته است. ما به جای حافظه‌ی تاریخی، پایگاه‌داده داریم. تفاوتِ این دو اساسی است: حافظه، گذشته را بر اساسِ معنا گزینش می‌کند، اما پایگاه‌داده همه‌چیز را به صورتِ توده‌ای و بدونِ اولویت ذخیره می‌کند. نتیجه‌ی این اتفاق، نوعی «فراموشیِ مدرن» است؛ ما در میانِ کوهی از اطلاعاتِ تاریخی، بی‌تاریخ‌ترین موجوداتِ روی زمین می‌شویم، چون فرصتی برای درنگ و فاصله گرفتن از داده‌های متناظر وقایع نداریم تا آن‌ها را از داده‌های خام تبدیل به داده‌های معنادار کنیم.

فقر روایت در گرداب الگوریتمی

زیستن در «اکنونِ ابدی»، پیامدهای اجتماعی و روانیِ هولناکی دارد. وقتی زمان به لحظه‌ی حال محدود شود، قدرتِ «آینده‌نگری» و «آرمان‌خواهی» از بین می‌رود. آینده تنها زمانی معنا دارد که ما از ایستگاهِ حال عبور کنیم و به افق بنگریم. اما تمدنِ سایبری چشم‌های ما را به «فیدِ» پلتفرم‌ها دوخته است؛ جایی که همه‌چیز در «همین لحظه» خلاصه می‌شود. این اکنون‌زدگی باعث شده است که جامعه قدرتِ سوگواری و یا حتی قدرتِ جشن گرفتنِ واقعی را از دست بدهد. فجایعِ انسانی و دستاوردهای بزرگ، هر دو با همان سرعتی که پدیدار می‌شوند، در زیرِ آوارِ خبرهای بعدی دفن می‌شوند. ما در حالِ تبدیل شدن به تماشاچیانِ مضطربی هستیم که مدام در حالِ واکنش نشان دادن به محرک‌های لحظه‌ای هستیم، بدون اینکه بتوانیم پروژه‌ای بلندمدت برای آینده‌مان تعریف کنیم. انسانی که در زمانِ انباشته زندگی می‌کند، هیچ‌گاه به بلوغِ تاریخی نمی‌رسد، چون بلوغ نیازمندِ تداوم و صبر است؛ دو عنصری که در تمدنِ سایبری به شدت نایاب شده‌اند. ما در «لحظه‌ی حال» زندانی شده‌ایم و کلیدِ رهایی، بازگشت به زمانِ توالی و بازیابیِ قدرتِ روایتگری است؛ چیزی که پلتفرم‌ها هرگز به ما اجازه نخواهند داد به سادگی به آن دست یابیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا