درآمدی بر جامعه شناسی سایبری
جامعهشناسی سایبری پاسخی است به واقعیتی که لاپتون آن را چنین خلاصه میکند: «وقتی زندگی دیجیتال است، جامعهشناسی نیز باید دیجیتال بیندیشد.» این حوزه تلاش میکند نشان دهد که جامعه چگونه در لایههای پنهان زیرساختهای سایبری شکل میگیرد، قدرت چگونه در الگوریتمها توزیع میشود، نهادها چگونه دادهمحور شدهاند و هویت چگونه در شبکهها ساخته میشود. اگر جامعهشناسی دانشی برای فهم کنش، ساختار و معناست، امروز همه این عناصر بدون توجه به منطق دیجیتال ناقص خواهند بود. جامعهشناسی سایبری ما را قادر میسازد جهان اجتماعی را همانگونه که اکنون هست بفهمیم: جهانی عجین شده با فناوری، داده و پلتفرم؛ جهانی که در آن انسان و ماشین، تجربه و داده، فرهنگ و شبکه به شکلی بیسابقه در هم ادغام شدهاند.
بهقلم:حسین عبداللهی
زندگی اجتماعی و فضای دیجیتال
زندگی اجتماعی در دهههای اخیر آنچنان با فناوری دیجیتال و فضای سایبری درهمتنیده شده که دیگر نمیتوان میان «زندگی آنلاین» و «زندگی واقعی» مرز روشنی تصور کرد. همانگونه که دِبورا لاپتون در آغاز کتاب Digital Sociology توضیح میدهد، ما از لحظهای که بیدار میشویم تا هنگام خواب، در شبکهها حضور داریم؛ از طریق گوشیهای هوشمند، پلتفرمها و جریان بیپایان دادههایی که تولید و مصرف میکنیم. روابط کاری و عاطفیمان، شکلگیری باورها و عواطفمان، هویت جمعی و حتی تجربه بدنمان از طریق فضاهای دیجیتال بازتولید میشود. در چنین جهانی، جامعهشناسی دیگر نمیتواند جهان دیجیتال را صرفاً «موضوعی فرعی» تلقی کند؛ بلکه ناچار است آن را بخشی بنیادین از زیست اجتماعی بداند. این نقطه آغاز ظهور جامعهشناسی سایبری است؛ شاخهای که میکوشد جامعه را در وضعیت عجین شده با دیجیتالیسم و فضای سایبری به فهم دربیاورد.
ضرورت جامعهشناسی سایبری
برای درک ضرورت این حوزه، باید ابتدا روشن کنیم که جامعهشناس چه میکند. جامعهشناسی، به تعبیر کلاسیک، علمی است برای فهم کنشها، ساختارها، نهادها، روابط قدرت و شیوههای شکلگیری هویت. جامعهشناس میپرسد: انسانها چگونه عمل میکنند؟ ساختارهای اجتماعی چگونه امکانها و محدودیتهایی ایجاد یا اعمال میکنند؟ نهادهایی چون خانواده، آموزش و اقتصاد چگونه عمل میکنند؟ قدرت چگونه سامان مییابد و بازتولید میشود؟ و هویت فردی و جمعی چگونه شکل میگیرد؟ نکته کلیدی اینجاست که هر یک از این حوزهها امروز در بستر دیجیتال نیز تجربه میشوند: کنش در شبکهها رخ میدهد؛ نهادها در بستری از داده و زیرساختهای الگوریتمی عمل میکنند؛ و هویت در تعامل با دیتاهای دیجیتال تولید یا بازتولید میشود. با نگاه دوباره به وظایف علوم اجتماعی پر بیراه نیست اگر بگوییم، جامعهشناسی سایبری دقیقاً پاسخی به تحولی است که زیست انسان معاصر و خصوصا موضوع کار جامعهشناسی را دگرگون کرده است.
چهار محور جامعهشناسی سایبری از نگاه لاپتون
جامعهشناسی سایبری، بهویژه در صورتبندی لاپتون، تنها «مطالعه اینترنت» نیست، بلکه مطالعه جامعه در عصر دیجیتال است. لاپتون چهار محور برای این حوزه معرفی میکند: نخست، کاربست دیجیتال در حرفه جامعهشناسی، یعنی استفاده جامعهشناسان از رسانهها و ابزارهای دیجیتال برای پژوهش، تدریس و ارتباط علمی. دوم، تحلیل بهکارگیری اجتماعی از فناوری دیجیتال که بررسی میکند مردم چگونه از پلتفرمها برای ساختن خود، روابط اجتماعی و تجربه روزمره بهره میگیرند. سوم، تحلیل دادههای دیجیتال که به شیوه جمعآوری، طبقهبندی و تفسیر دادههای تولیدشده توسط کنشگران میپردازد. و چهارم، جامعهشناسی انتقادی سایبری که رابطه میان قدرت، نابرابری، الگوریتمها و ساختارهای پلتفرمی را تحلیل میکند. در این سطح، جامعهشناسی سایبری به بحثهایی چون «کد بهمثابه قانون» میپردازد؛ ایدهای که در ادبیات حقوقی نیز مطرح شده و میگوید: امروز کد همان نقشی را ایفا میکند که زمانی قانون و نهادهای رسمی داشتند. اینکه چه چیزی هنجار و ناهنجار تلقی شود، چه چیزی حذف شود، چه محتوایی تقویت شود، تصمیمی است که در لایه نرمافزاری گرفته میشود، نه لزوماً در نهادهای سیاسی. این همان جایی است که قدرت الگوریتمی به صورت ساختار اجتماعی جدیدی عمل میکند.
نمونههای ملموس: میمها و قدرت الگوریتمی
پیوند جامعهشناسی سایبری با مثالهای ملموس، فهم آن را برای مخاطب روشنتر میکند. فرهنگ دیجیتال امروز بیش از هر چیز در قالب «میمها» و «ترندها» حرکت میکند؛ واحدهایی کوچک از معنا که در مقیاس بالا بازتولید میشوند و احساسات جمعی را سامان میدهند. یک میم سیاسی یا اجتماعی میتواند در چند ساعت میلیونها بار بازنشر شود، هویت مشترکی بسازد، خشم یا همبستگی تولید کند و حتی فضای سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده دقیقاً نشان میدهد که چگونه فرهنگ، کنش و هویت در فضای دیجیتال بازتعریف شدهاند. مثال مهم دیگر «قدرت الگوریتمی» است: رتبهبندی گوگل تعیین میکند چه دانشی معتبرتر به نظر برسد؛ اینستاگرام تصمیم میگیرد چه چیزی دیده شود؛ و واعظین یوتیوب مسیر آگاهی مخاطبان را شکل میدهند.
بازنمایی هویت و تجربه زیست آنلاین
افزون بر این، تجربه زیست آنلاین امروز تنها به تبادل محتوا محدود نیست، بلکه بخش مهمی از هویت و احساسات انسان در شبکهها شکل میگیرد. افراد از طریق تصاویر، نوشتهها و لایکها، خود را در قالبی دیجیتال بازنمایی میکنند و واکنش دیگران به این بازنماییها میتواند احساس ارزشمندی، شرم، خشم یا تعلق را در آنها برانگیزد. به این معنا، ردپاهای دیجیتال ــ از عکس پروفایل تا نحوه مشارکت در یک ترند مجازی ــ بخش مهمی از تجربه اجتماعی انسان را میسازند. این پدیده نشان میدهد که چرا فضای سایبری امروز یکی از مهمترین میدانهای مطالعه علوم اجتماعی است: زیرا بخشهای اساسی زندگی اجتماعی، از هویت و قدرت گرفته تا روابط و کنش جمعی، در همین محیط تولید و بازتولید میشوند.
جمعبندی: جامعهشناسی سایبری، ضرورتی انکارناپذیر
در نهایت، جامعهشناسی سایبری پاسخی است به واقعیتی که لاپتون آن را چنین خلاصه میکند: «وقتی زندگی دیجیتال است، جامعهشناسی نیز باید دیجیتال بیندیشد.» این حوزه تلاش میکند نشان دهد که جامعه چگونه در لایههای پنهان زیرساختهای سایبری شکل میگیرد، قدرت چگونه در الگوریتمها توزیع میشود، نهادها چگونه دادهمحور شدهاند و هویت چگونه در شبکهها ساخته میشود. اگر جامعهشناسی دانشی برای فهم کنش، ساختار و معناست، امروز همه این عناصر بدون توجه به منطق دیجیتال ناقص خواهند بود. جامعهشناسی سایبری ما را قادر میسازد جهان اجتماعی را همانگونه که اکنون هست بفهمیم: جهانی عجین شده با فناوری، داده و پلتفرم؛ جهانی که در آن انسان و ماشین، تجربه و داده، فرهنگ و شبکه به شکلی بیسابقه در هم ادغام شدهاند.




