رویاهای یک معمار برای شهرهای سایبری؛ مروری بر کتاب شهر بیتها نوشته ویلیام میچل
معرفی یک کتاب نسبتا قدیمی در حوزه سایبر، آن هم کتابی که مربوط به دههها پیش (یعنی قرن گذشته!) باشد، احتمالاً عجیب به نظر میرسد. اما «شهر بیتها» (City of Bits) از آن دسته کتابهایی است که حتی با گذشت این همه سال نیز مرور آن خالی از لطف نخواهد بود…
شهر بیتها بر پایه یک ایده ساده بنا شده است: آمیختگی فضاهای اجتماعی و مجازی. معنی سرراست آمیختگی این است که میان فضای اجتماعی و مجازی نمیتوانیم مرز روشنی ترسیم کنیم. اینها در واقع دو چیز متفاوت نیستند و هر چقدر هم که تلاش کنیم پای تعابیر متفاوتی (مثل فضای سایبری، فضای دیجیتال و…) را میان بکشیم، باز هم نهایتاً با «یک فضا» روبرو خواهیم بود
بهقلم:سید محمد یحیی هاشمی
معرفی یک کتاب نسبتا قدیمی در حوزه فضای سایبر، آن هم کتابی که مربوط به دههها پیش (یعنی قرن گذشته!) باشد، احتمالاً عجیب به نظر میرسد. اما «شهر بیتها» (City of Bits) از آن دسته کتابهایی است که حتی با گذشت این همه سال نیز مرور آن خالی از لطف نخواهد بود.
ابتدا از نویسنده کتاب شروع کنیم: «ویلیام میچل»(۱۹۴۴-۲۰۱۰) معمار، طراح و نویسنده استرالیایی. میچل از همان دوران جوانی بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه ملبورن، راهش را از محل تولدش جدا کرد و به آمریکا رفت. دانشگاه ییل و بعد از آن کمبریج، دو مقصد بعدی او بودند. اما شکوفایی اصلی میچل در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) اتفاق افتاد. یعنی همان جایی که به خاطر تمرکزش بر ادغام میان هنرهای طراحی و معماری با فناوریهای کامپیوتری و محاسباتی به شهرت رسید، پروژههای اصلیاش را که علاوه بر تألیف کتاب و پژوهش، طراحی یک فضای خاص در MIT را نیز شامل میشود را پیش برد و در آخر هم بازنشسته شد. «آزمایشگاه رسانه MIT»، که در اصل از مدرسه معماری MIT منشعب شده بود، مکانی مناسب برای علایق میانرشتهای افرادی چون میچل محسوب میشد. (البته این آزمایشگاه چندان هم آرمانی و بی حاشیه نیست، اگر دوست داشتید میتوانید در مورد ارتباط آن با جزیره اپستین تحقیق کنید!) ارتباط میچل بهعنوان یک معمار با مسئله سایبر از همینجا آغاز میشود و در اینجا تمرکز ما دقیقاً بر دومین کتاب اوست: «شهر بیتها: فضا، مکان و بزرگراه اطلاعاتی».
شهر بیتها بر پایه یک ایده ساده بنا شده است: آمیختگی فضاهای اجتماعی و مجازی. معنی سرراست آمیختگی این است که میان فضای اجتماعی و مجازی نمیتوانیم مرز روشنی ترسیم کنیم. اینها در واقع دو چیز متفاوت نیستند و هر چقدر هم که تلاش کنیم پای تعابیر متفاوتی (مثل فضای سایبری، فضای دیجیتال و…) را میان بکشیم، باز هم نهایتاً با «یک فضا» روبرو خواهیم بود. ایده البته به میچل یا دیگر معماران منحصر نبود، بلکه افراد دیگری از حوزههای دانشی متفاوت نیز چنین ایدهای را پرورش دادند. به عنوان نمونه مارتین داج (Martin Dodge) و راب کیچین(Rob Kitchin) به عنوان دو جغرافیدان که مثل میچل به دنیای سایبر علاقه داشتند و البته بهروشنی تحت تأثیر ایدههای او بودند، کتابی با عنوان «کد/فضا»(Code/Space) تألیف کردند که گام مهمی در تثبیت ایده یک فضایی» بود. ایده یک فضایی (یعنی یک فضای هیبریدی که جنبههای سایبری و طبیعی و اجتماعی در آن آمیخته هستند) بعدها الهامبخش ظهور برخی حوزههای مطالعاتی مانند «مطالعات نرمافزار» (Software Studies) شد و هماکنون رقیبی جدی برای دیدگاههای دوگانهگرا (و در رأس آنها دیدگاههای جبرگرایانه مثل اقتصاد سیاسی فناوری و برساختگرایی اجتماعی که از جنبه تأکید بر ضرورت عامل عینی یا ذهنی، در دو سوی این طیف قرار میگیرند) محسوب میشود.
همانطور که از عنوان کتاب پیداست، میچل وعده ظهور شهرهایی را میدهد که به شکل تفکیکناپذیری با فناوریها، خصوصاً فناوریهای ارتباطی شناخته میشوند. کلمه «Infobahn» در زیر عنوان کتاب که ترکیبی دو واژه اینفو و اتوبان است بهخوبی نشاندهنده رویکرد نویسنده است. میچل در هر کدام از فصلهای کتاب تلاش کرده تا جنبههای خاصی از این شهرها را معرفی کند. فصل اول به ایده بزرگراه اطلاعاتی مربوط میشود که چگونه یک جهانی از مخابرات دیجیتال، زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد. در فصل دوم، تأثیر این بزرگراههای اطلاعاتی بر شکلدهی به فضاهای عمومی و شهری ترسیم میشود. موضوع اصلی فصل سوم شهروندهای این شهرهای جدید هستند که تبدیل به سایبورگ (یعنی ترکیبی از ویژگیهای بیولوژیک و تکنولوژیک) میشوند. فصلهای چهارم و پنجم، به مسائلی چون شهرهای هوشمند، شهرهای منعطف و پاسخگو و طراحی و معماری خاص این شهرها تمرکز دارد. موضوع اصلی فصل ششم تجارت است و میچل همان ادعای مهمی را طرح میکند که بسیاری از متفکران روی آن دست گذاشتهاند: در اقتصاد جدید، باارزشترین کالا اطلاعات است. فصل پایانی و هفتم نیز به چالشها و بیمها و امیدها اختصاص دارد. نویسنده که در ظهور قطعی این شهرها و دنیای جدید شکی ندارد، از ایدههایی صحبت میکند که هر چه بیشتر بتواند این آینده محتوم را به آیندهای مرفه و عادلانه تبدیل کند.
با این توصیفات، اگر کتابخانه بزرگی برای تمام پروژهها و دیدگاههای مربوط به حوزه سایبر داشته باشیم، کتاب میچل را میتوانیم در طبقهای قرار دهیم که مربوط به آثار فوق خوش بینانه در مورد آینده سایبر است. این دیدگاههای خوشبینانه از همان ابتدای گسترش فناوریهای ارتباطی (و البته بهموازات و در مقابل نگاههای پادآرمانشهری به فناوری) توسعه پیدا کردند. اهمیت و نقش مهم این دیدگاهها تا جایی بود که انتهای دهه هشتاد و تقریباً تمام دهه نود میلادی را میتوان عصر غلبه این ایده بر دره سیلیکون و جوانهای آن روز (یا غولهای فناوری امروز) نامید. فارغ از صورتبندی میچل در مورد فضای هیبریدی و شهرهای اطلاعاتی، ذوقزدگی و استقبال او در میانه دهه نود میلادی (۱۹۹۶)، یعنی جایی که هنوز نیمه تاریک فناوریهای ارتباطی عیان نشده بود، طبیعی به نظر میرسد. در زمانی که متفکران علوم اجتماعی و علوم سیاسی فاتحانه از پایان تاریخ و نبرد نهایی تمدنها صحبت میکردند، وجود چنین آثاری طبیعی به نظر میرسد. بنابراین، «شهر بیتها» را میبایست نقطهای مهم در سلسلهای پیوسته از دیدگاههای میانرشتهای، امیدوار و آینده نگرانه به فناوری و زندگی اجتماعی جستجو کرد که توانسته به نمونهای مناسب برای شناخت و بررسی روح غالب آن دوران تبدیل شود.