در تصرف عدوانی اسباببازیهای دیجیتال
امروز جنگ، جنگی نابرابر است. قلمروی سرگرمی کودک امروز در تصرف عدوانی اسباببازی هایی قرار گرفته که نه حقیقتاند و نه مجاز؛ توپهاییاند که برق میزنند و باز میشوند و صدا دارند. شمشیرهاییاند که لیزر داغ دارند. تفنگهاییاند که از دهان آنها آتش بیرون میزند. حیواناتیاند که ماما و قدقد میکنند و میرقصند. اسباببازیهای دیجیتال رباتاند. دقیقا همانگونه نه واقعی و نه مجازی؛ و طبیعی است که برای کودک جذابیت و محبوبیت دارند. برق میزنند. صدا دارند. نماد پیشرفت و تکنولوژی و رو به جلو بودن هستند. باکلاساند و از همه مهمتر، در یک جامعه مصرفگرایِ سرمایهدار، گرانند!
بهقلم:حانیه اخلاقی
مدّتی پیش خبری زود پخش شد و زود هم گم شد. خبری که ادعا داشت قرار است آخرین مدل رباتهای هوش مصنوعی، در قامت یک اسباببازی دیجیتال رونمایی شود، که قیمت آن به اندازه چهل موبایل آیفون تنظیم بازار است. خبر همانطور که اشاره کردم زود گم شد. انگار که از اذهانِ رسانه پاک شده، یا آنکسی که خبر را پخش کرده پشیمان شده باشد. دیگر هیج خبری هم از آن رباتِ اسباببازیِ جدیدِ گران نشد. خبر شایعه بود؟ نمیدانم. احتمالاً. اما چیزی که اینجا مورد بحث ماست دروغ یا راست بودنِ یک خبرِ رسانهای نیست. محلِ بحثِ ما محبوبیت این عروسکِ خیالیِ هنوز رونمایی نشده است که در کمترین زمان آب شد رفت در زمین. امّا آیا میدانید در همان کمترین زمان، چند نفر از والدین و حتی کودکان ( به صورت مستقل) اقدام به پیش خرید اسباببازیِ نامبرده کردند؟
میدانید چند نوجوان آیفونها و احتمالاً کلیههای خود را برای خرید اسباببازی جدیدِ برقی فروختهاند؟
میدانید چند کودک با شنیدن این خبر تمام اسباببازیهای خود را در جعبه فراموشی گذاشته و در رویایی شیرین و چربِ عروسکِ برقیِ جدید و گران غلت خوردهاند؟
معلوم است که نمیدانید. هیچکدام نمیدانیم. گزارههای بالا دقیقاً همان خبرهاییست که اصلا پخش نمیشود که بخواهد فراموش یا گم شود.
خبرهایی که حاکی از اشتباه و میلِ بی نهایت کودک و نوجوان به استفاده از اسباببازی دیجیتال هستند. خبرهایی که حاکی از یک زنگ خطر بزرگ هستند. خبرهایی که به ما هشدار میدهند. چراغ قرمز روشن میکنند. اما اهمیتی ندارند. مهم، خطر ابتلا و اعتیاد به مصرفِ اسباببازی برقیِ دیجیتال نیست. مهم محبوبیتِ اسباببازیِ دیجیتال است و دلارهایی که برای خرید آن از جیب مصرف کننده به کیف تولید کننده سر میخورد. مهم اینجا اقتصاد سرمایهداری است. مهم ذائقه درحال نابودی کودک نیست. مهم پیشرفت است. مهم هوش مصنوعی است. مهم پذیرشِ دیجیتالی شدن با تمام عواقب آن است. مهم هوش مصنوعی است. مهم کودک نیست…
مدتی پیش، ( چندی قبل از ظهور بیپروای هوش مصنوعی در تمام ابعاد زندگی بشر ) دغدغه والدین برای سرگرمی کودکان و خصوصا نوجوانان اعتیاد به بازیهای کامپیوتری و پلیاستیشن بود. ما نیز از خطرات اعتیاد به بازیهای یارانهای میگفتیم. از اینکه بر روی رشد جسمی کودک، رشد شناختی کودک، رشد عاطفی کودک و تمام ابعاد بلوغ نوجوان چه اثراتی دارد. ما سعی میکردیم والد را برای مدیریت استفاده نوجوان از بازی یارانهای آگاه کنیم. کار سادهای بود؟ آن زمان خیر. اما امروز که کودک در محاصره اسباببازیهای دیجیتال قرار گرفته میگویم چرا…آن زمان، گوشزدِ خطرِ کالاف و فیفا و همسایه جهنمی، حتی به خود کودک و خود نوجوان کار سادهای بود.
چرا؟ چون محیط، کیفیت، کمیت، نوع سرگرمی و جنس بازی یارانهای با مقولهای به نام اسباب بازی زمین تا آسمان تفاوت داشت.
ما دو حریف رو به رو داشتیم. اسباببازی، که توپ و شمشیر و پنجهبوکس و فیگور حیوانات بود و در زمین حقیقی بازی میکرد. و بازی یارانهای که کالاف و فیفا و تیکن و کلش بود که کاملاً سیر در فضلی مجازی داشت. محیط این دو حریف فرق میکند. جنسشان تفادت داشت. جنگشان برابر بود. از دو دنیای متفاوت بودند و نوجوان میتوانست انتخاب کند در فضای حقیقی بازی کند یا مجازی.
اما امروز جنگ، جنگی نابرابر است. قلمروی سرگرمی کودک امروز در تصرف عدوانی اسباببازی هایی قرار گرفته که نه حقیقتاند و نه مجاز؛ کالاف و فیفا و تیکن و کلش و همسایه جهنمی نیستند. در آن سوی مانیتورها و فضای مجازی جایی ندارند. حقیقیاند. اما توپ و شمشیر و پنجهبوکس و فیگور حیوانات و تفنگ و ماشین هم نیستند. در دنیای واقعی نیز جایی ندارند. توپهایی اند که برق میزنند و باز میشوند و صدا دارند. شمشیرهاییاند که لیزر داغ دارند. تفنگهایی اند که از دهان آنها آتش بیرون میزند. حیواناتی اند که ماما و قدقد میکنند و میرقصند. اسباببازی های دیجیتال رباتاند. دقیقا همانگونه نه واقعی و نه مجازی؛
و طبیعی است که برای کودک جذابیت و محبوبیت دارند. برق میزنند. صدا دارند. نماد پیشرفت و تکنولوژی و رو به جلو بودن هستند. باکلاساند و از همه مهمتر، در یک جامعه مصرفگرایِ سرمایهدار، گرانند!
اسباببازی های دیجیتال، مانند بازی های کامپیوتری بر روی رشد و ذهنیت و عملکرد کودک تاثیر نمیگذارند. اسباببازیهای دیجیتال نماد اختلاط سنت و مدرنیته میشوند در زندگیِ ساده و معصومِ یک کودک پنجساله؛ اسباببازیهای دیجیتال دقیقاً آینده و هدف کودک را هدف قرار میدهند. به او از کودکی یاد میدهند که برای بهتر بودن و بهتر سرگرم شدن و بهتر بازی کردن، باید خرج کرد. باید مجاز و واقعیت را قرینِ هم قرار داد. باید دست به دامان هوش مصنوعی شد. باید کلیه فروخت. باید زیر بار قرض رفت. سرگرم شدن الکی که نیست…
و اینگونه یک کودک مصرفگرایِ دیجیتال وارد جامعه میشود.
جامعهای که خبرهایش زود گم میشوند. اسباببازی هایش دیگر اسبابِ بازی نیستند. جامعهای که در آن جیب مهم است. خطر مهم نیست. حتی اگر مخاطبشان کودک باشد…